تاثیر گسترش حاشیه نشینی بر امنیت اجتماعی
احساس ناامنی در محله، تنها به دلیل جرایم خشونت آمیز نیست بلکه نابهنجاریها و رفتارهای اخلال گرانه چون اعتیاد، ولگردی، تکدی گری و سرقت گذشته از اینکه عامل اصلی ترس و احساس ناامنی عمومی اند به نوبه خود قطعا زمینه رواج گسترده جرایم را نیز فراهم می نمایند. همانطوری که اگر پنجره ای از ساختمان بشکند و همچنان تعمیر نشده رها گردد به زودی کل ساختمان منهدم خواهد شد. برای پیشگیری از انهدام اجتماع نیز باید به محض شکسته شدن اولین هنجار فورا با هنجار شکن برخورد کرد. موضوع حاشیه نشینی یکی از معضلات شهری است که از حیث بستر قرار گرفتن برای ارتکاب جرایم مورد توجه کارشناسان خقوقی و قضایی و جرم شناسان بوده. اینکه جرایم در مناطق حاشیه ای بسیار بیشتر از سایر مناطق اتفاق می افتد مورد پذیرش همه است حاشیه نشینی، نوعی از سکونت است که در آن افراد در مناطق مجاور شهر اقامت دارند واز حداقل امکانات وخدمات بیبهرهاند البته باید گفت قید مجاور شهر در مواردی نقض میشود به این دلیل که شهرکهای اقماری در نواحی مجاور شهر باعث میشود حاشیهنشینها بین نواحی شهری جای گیرند به این ترتیب آنچه میماند فقدان برخورداری از حداقل امکانات و خدمات شهری برای ساکنان این مناطق است این امر باعث میشود برخی مناطق درون محدودة جغرافیایی شهر جزئی از حاشیهنشینها تلقی شود. یا می توان گفت حاشیه نشینی فردی است مهاجر یا غیر مهاجر که به دلیل فقدان ریاست و تخصص صنفی و نبود بنیان های مالی توانمند و طبقه و فرهنگ اجتماعی متناسب با طبقات و فرهنگ متعارف و لازم شهری در حاشیه واقع شده است. این افراد بیشتر به علت عوامل رانش زادگاه خود و کمتر به دلیل عوامل جاذب شهری، زادگاه خویش را ترک کرده و به شهر ها روی می آورند. انها به دلیل عدم تطبیق با محیط شهری از یک سو و بر اثر عوامل پس ران شهری از سوی دیگر از محیط شهری پس زده می شوند و به تدریج به کانون های به هم پیوسته و یا جدا از یکدیگر در قسمت هایی از شهر سکنی می گزینند به صورتی که محل سکونت و نوع مسکن آنها با محل سکونت متعارف شهری مغایر بوده و مالکیت آنها غالبا غصبی است و همچنین این افراد از نظر وضعیت فرهنگی و اقتصادی نیز با جمعیت شهری تمایز دارند. حاشیه نشینی مشکلات اجتماعی موجود در شهرها را تشدید کرده و آنها را گسترده تر می سازد. وجود حاشیه نشینان در مناطق حاشیه ای شهرها به لحاظ تقاضا برای استفاده از منابع آموزشی و پرورشی می تواند موجب افزایش فشار بر منابع موجود در این زمینه می شود و یا اینکه سطح بی سوادی را افزایش می دهد. و پدیده ها و معضلات اجتماعی چناچه بدون برنامه ریزی و بصورت بنیادین و ریشه ای با آنها برخورد نشود موجب پیدایی آنها در شکل و شمایل دیگر خواهد شد.
چکیده:
از آنجا که حاشیهنشینی
خاص کشور ما نیست، تلاشهای مربوط به حل آن سابقة زیادی دارد. این تلاشها را میتوان
بصورت یک پیوستار در نظر گرفت که در یک سوی آن نادیده گرفتن و تلاش برای نابودی و
پراکنده کردن این اجتماعات است و در سوی دیگر تلاش برای ارائه مسکن، امکانات و
شرایط زندگی به آنان است. البته هر کشور با توجه به امکانات اقتصادی و شرایط سیاسی
خود یک راه حل برمیگزیند، بعنوان مثال در کشورهای اروپایی که توان اقتصادی
بالاتری (در مقایسه با کشورهای کم توسعه یافته ) دارند، سعی میشود از طریق خانههای
بین راه، مراکز خیریه و... به حاشیهنشینیها و بیخانمانی سروسامان بدهند. و در
کشوری مانند فیلیپین با تخریب آلونکنشینها با معضل روبرو میشوند. در کشور ما
شاید با ترکیبی از هر دو مواجه باشیم که نمودی از فقدان یک برنامه مدون در مواجهه
با این معضل است.به هر حال این معضل، دلایل چند گانهای دارد . نظریهپردازان غربی
اعتقاد دارند ساکنان حاشیهنشینها، مردمی بیجا، آواره و رانده شدهاند، که مانند
خس و خاشاک بر سیل مهاجرت از روستاها کنده و به شهرها آورده شدهاند. بدون اینکه
در جامعه مدرن پذیرفته شده باشند، به نظر این گروه حاشیهنشینی از جمله عوارض
جانبی گذار جوامع سنتی به سوی جوامع صنعتی و شهری مدرن است و جنین تحول عظیمی بدون
عوارض جانبی امکان پذیر نخواهد بود. سیر منطقی این نظریه رهاسازی حاشیه نشینان به
حال خود است تا اینکه دست نامرئی بازار فکری به حال آنان نماید و یا حداکثر محلی
برای اجرای برنامه های تسکین دهنده جهت کاستن ازخطر انفجار این بمب ساعتی باشند.
اما از زاویه ای دیگر حاشیه نشینی را می توان واکنش به فقدان برنامه ریزی متولیان
جامعه دانست که به صورت خود جوش و با حداقل امکانات به نوعی معضل مسکن را برای خود
حل نموده اند.
تاریخچه حاشیه نشینی
حاشیه نشینی یک پدیده اجتماعی است و این پدیده اختصاص به عصر فعلی نداشته و ریشه در ادوار و اعصار گذشته دارد و این پدیده هم در کشورهای توسعه یافته و هم در کشورهای در حال توسعه وجود داشته ودارد. و تنها تفاوت آن در کشورهای توسعه یافته با کشورهای در حال توسعه، از حیث ریشه های تاریخی بوجود آورنده آن و رفتار کالبدی و اجتماعی آن می باشد کشور ایران از این پدیده مصون نمانده منتهی شرایط حادی که در برخی از کشورها از جمله برزیل، هندوستان و پرو و برخی کشورهای آفریقایی وجود دارد در کشور ما، حاکم نیست ولی از حیث قدمت مشابه سایر کشورها می باشد در ایران پیش از آغاز دهه چهل شهر نشینی رشد کندی داشت و در آستانه دهه چهل حدود 33 درصد از جمعیت کشور در شهر ها زندگی می کردند. با اجرای طرح اصلاحات ارضی در آن دهه و افزایش در آمدهای نفتی در دهه پنجاه، رشد شهر نشینی شتاب بیشتری گرفت و این رشد چنان سرعت یافت که در سال 1357 جمعیت شهر نشین کشور به 64 درصد رسید و در وضعیت فعلی مطمئنا این نسبت به سود شهر نشینی افزایش یافته است. و چون قشر عظیمی از این حاشیه نشینان مهاجرین از روستاها یا شهر های کوچک هستند مشکل فرا روی آنها این است که کجا سکونت گزینند ؟ آنها در پی تهیه زمین جهت احداث مسکن، به لحاظ ارزانی حاشیه و اطراف شهر به این مناطق روی می آورند و مناطقی را تشکیل می دهند که رفته رفته خود این مناطق خود تبدیل به شهری می شود با حاشیه های مملو از سکونتگاههای غیر رسمی و اسلام شهر تهران که در گذشته شادی شهر نامیده می شد نمونه بارز آن است و این چنین است که حاشیه نشینی شکل گرفته.
تعریف حاشیه نشین : شامل تمام کسانی است که در محدوده فضایی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهر حضور و سکونت دارند ولی نحوه اسکان ومعیشت آنها از جامعه شهری کاملاً متمایز است و در نتیجه با جامعه شهری هماهنگ نشده اند.
مفهوم حاشیه نشینی
صاحب نظران و کارشناسان مسائل شهری تعاریف متعددی از حاشیه نشینی ارائه کرده اند برخی عقیده دارند حاشیه نشینان کسانی هستند که در محدودة اقتصادی شهر زندگی می کنند ولی جذب نظام اقتصادی و اجتماعی نشده اند.چارلز آبرامز حاشیه را به عنوان فرایند تصرف نواحی شهری به قصد تهیه مسکن دانسته است. و نیز حاشیه نشینی را در معنای عام شامل تمام کسانی می دانند که در محدوده اقتصادی شهر ساکن هستند ولی جذب اقتصاد شهری نشده اند. جاذبه شهر نشینی و رفاه شهری این افراد را از زادگاه خویش کنده و به سوی قطبهای صنعتی و بازارهای کار می کشاند و اکثر آنها مهاجرین روستایی هستند که به منظور گذراندن بهتر زندگی راهی شهرها می شوند.و تعبیری که از حاشیه نشینی ارائه شده است، ساختمان یا بخشی از شهر که در آن ویرانی، نارسایی عرضه خدمات درمانی تراکم زیاد جمعیت در واحدهای مسکونی، فقدان آسایش لازم و خطرات ناشی از عوامل طبیعی نظیر سیل دیده می شود. البته به نظر می رسد که به تعبیر یاد شده باید اوصافی چون عدم امنیت، جرم زا بودن و نیز مامن و پناهگاه امن برای بزهکاران را اضافه نمود.
علل عمده پیدایش حاشیه نشینی
در خصوص ایجاد پدیده
حاشیه نشینی علل مختلفی می تواند موثر باشد از جمله :
1- کمی در آمد روسای خانوار و بالا بودن بهای زمین و هزینه ساخت و ساز رسمی و
گرانی اجاره بها
2- دافعه های مبدا ( مثل بی چیزی، نداشتن زمین ) موجب گریز ساکنین آن از زادگاههای
خویش و سرازیر شدن آنها بسوی شهر ها می شود و هزینه بالای زندگی شهری موجب پدید
آمدن کانونهای حاشیه نشینی می شود.
3- عامل دیگر قطعه بندیهای بزرگ زمین است که موجب افزایش قیمت زمین شده و امکان
خرید زمین توسط افراد کم در آمد و کم بضاعت گرفته می شود و بناچار به مناطق حاشیه
نشینی پناه می برند.
4 - فقدان منطقه بندی و کاربری نا مناسب زمین. اگر شهرها بصورت مناسب منطقه بندی و
توسعه نیابند زمینه برای ساخت و ساز های غیر مجاز فراهم شده و محلات زاغه نشینی
بوجود خواهد آمد. همچنین چنانچه زمینهای مناسب برای خانه سازی به کاربری صنایع و
یا دیگر موارد کاربری اختصاص یابد ممکن است محلات فقر نشین شکل بگیرند.
5 - مهاجرت، از عوامل موثر در شکل گیری حاشیه نشینی است مهاجرت اعم از مهاجرت
افراد از روستاها و شهر های کوچک به شهر های بزرگ و نیز مهاجرت افراد از هسته
داخلی شهر به حواشی آن می باشد.
6- در شکل گیری مناطق حاشیه نشینی حداقل در گسترش آن نقش و تاثیر عملکرد ادارات و
دستگاههای دولتی و عمومی را نباید نادیده گرفت.
اوصاف عمومی مناطق حاشیه نشینی
1- سیمای نامطلوب : عمده ترین نماد جهانی حاشیه نشینی سیمای نامطلوب آن است که احساس و وجدان و دیدگان آدمی را می آزارد، ساختمانها تخریب شده و فرسوده شده نشان می دهد. گذرگاهها ومعابر پرپیچوخم و کم عرض بوده و معمولا راه دسترسی خودروهای امداد اعم از آتشنشانی، اورژانس و پلیس در مواقع بروز حوادث و خطرات وجود ندارد.
2- پایین بودن سطح بهداشت عمومی و سلامتی : حاشیه نشینها فاقد بهداشت عمومی و خصوصی در حد واندازه استانداردهای جهانی و حتی ملی هستند و اقدام علیه بهداشت عمومی و محیط زیست در چنین مناطقی شایع است. انباشت زباله ها و عدم جمع آوری آنها، جریان فاضلاب منازل در کوچه ها و عدم دفع بهداشتی آن، آلودگی های صوتی و آلودگی هوا و غیره در این محلات مشهود است.
3- فقدان شغل رسمی و در آمد کافی : اکثر خانواده های حاشیه نشینی شغل رسمی برای تامین معاش خود ندارند و چون این افراد عموما فاقد مهارت وتخصص و سرمایه گذاری می باشند به مشاغل کاذب و بعضا مجرمانه مثل دست فروشی، کوپن فروشی، تکدی گری، زباله دزدی، خرید وفروش مواد مخدر و مشروبات الکلی روی می آورند. بر حسب آمارهای موجود حدود 20 در صد افراد این مناطق فاقد شغل می باشند.
4- وجود خرده فرهنگهای خاص مناطق کوچک : در مناطق حاشیه نشین خرده فرهنگهای خاص مناطق کوچک هر یک از خانوارها که قبلا ساکن آن بودند مشاهده می شود. این فرهنگها بسیار دیر جذب فرهنگهای شهری می شوند و این امر و نیز فقر فرهنگی افراد امکان نفوذ از نظر فرهنگی و اجتماعی را در انها برای اجرای برنامه های مختلف اجتماعی، چون بهداشت و تنظیم خانواده و غیره مشکل می کند.
5 - اعتیاد : از عوامل گرایش به اعتیاد، فقر، بیکاری، فقدان برنامه صحیح جهت پر کردن اوقات فراغت، نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی و در دسترس بودن مواد مخدر را می توان نام برد معمولا در مناطق حاشیه نشین بسیاری از این عوامل قابل رؤیت است و بدان جهت اعتیاد به مواد مخدر در بین جوانان این مناطق و همچنین خرید و فروش مواد افیونی روز به روز افزایش مییابد.
چگونگی فرم گرفتن زندگی در حاشیه شهر:
با توجه به عوامل ذکر شده در قبل (رشد طبیعی جمعیت و مهاجرت به صورگوناگون) و کمبود مسکن متناسب با توان و نیاز متقاضیان، مخصوصا اقشار آسیب پذیر و کم درآمد، این افراد برای تامین سرپناه با استفاده از راه حلهای ممکن و سهل (نه قانونی و منطقی) اقدام می نمایند. تدریجا با توسعه این سکونتگاه های غیررسمی و نامطمئن نقاط جمعیتی جدید در حاشیه شهرها شکل گرفته و مالکین یاد شده ضمن گذر از انجام عمل ناممکن تفکیک اراضی زراعی و باغات و کسب درآمدهای کلان و نامشروع، متقاضیان درمانده را در مقابل قانون و دستگاهای اجرائی قرارمی دهند.در فرآیند این توسعه ناخواسته یک اتفاق تلخ و ناگوار دیگر اما پنهان رخ می نماید و در حال وقوع است:در گستره کشور ما با توجه به مشخصات اقلیمی و جغرافیایی، قسمت اعظم سرزمین ما را کوه ها، تپه ها، دریاچه ها دریاها، رودها، رودخانه ها و... و قسمت عمده ای را اراضی کویری و شوره زارها شکل داده و قسمت محدودی، اراضی با خاک زراعی و مناسب کشاورزی به شکل مزرعه، مرتع، جنگل و... وجود دارد که متاسفانه هر سال سطح قابل توجهی از این اراضی با ارزش به کویرتبدیل شده و از سطح اراضی کشاورزی کاسته می شود.
تأثیر حاشیهنشینها برای تهدید امنیت اجتماعی
حاشیهنشینها جزء مناطق مستعد ارتکاب جرم هستند، فقدان نظارت امنیتی کافی وجود تعداد زیادی افراد نیازمند و بیکار، سطح پایین سواد، فقدان روشنایی کافی در معابر و وضعیت جغرافیایی بعضی مناطق همه باعث میشود مجرمین به راحتی در آنجا پناه گیرند و تا زمانی که این عوامل زمینهساز وجود داشته باشد این مناطق بالقوه جرمخیز خواهند ماند. جوانان حاشیهنشین با فرهنگ ویژه روزها عازم مرکز شهر میشوند تا کاری دست و پا کنند. با توجه به فقدان تخصص و آموزش کافی، عمدتاً به کار دستفروشی، پهن کردن بساط، سیگار فروشی،کار در میدان تره بار و... می پردازند و به این ترتیب به صورت زائدة فعالیتهای شهری در می آیند. این مشاغل غیر تخصصی و زائد خود به عنوان یک عامل سوق دهنده بسوی جرم عمل می کنند. به عنوان مثال در یک مطالعه مربوط به مشاغل افراد معتاد، همة افراد نمونه مشاغل کاذب و غیر تخصصی داشتند. از دیگر جرائم مطرح در حاشیه نشین ها وجود دارد منکراتی است که به دلیل بروز بیماریهای تناسلی و ایدز، اهمیت خاص دارد.
جهات تاثیر گذار محیط زندگی بر ارتکاب جرایم:
قطعا در وقوع جرم محیط اعم از محیط اجتماعی و محیط زندگی تاثیر بسزایی دارد. و این امر به اثبات رسیده و در حال حاضر جرم شناسان، جامعه شناسان و حقوقدانان آن را مورد پذیرش قرار داده اند و نظریات و نتیجه تحقیقاتی که انجام شده و به برخی از آنها اشاره شد مبین تاثیر گذاری محیط در وقوع جرایم می باشد. اعمال مجرمانه یا بزهکارانه در بعد از شکل گیری حاشیه نشینی:
1- سرقت: سرقت از جمله جرایم علیه اموال است و جرم شناسان عللی را برای آن برشمردهاند از جمله فقر و نیاز مالی، بیکاری، اعتیاد، انتقامجویی و کینه و حسد. بیشتر علل یاد شده را می توان در مناطق حاشیه نشین مشاهده نمود. در بیشتر موارد این افراد در محلهای مرفه نشین، یا متوسط شهر اقدام به سرقت مینمایند. در مناطق حاشیه نشین سرقت برق، آب و گاز و تلفن نیز شایع است. چون این مناطق خصوصا در مراحل اول شکل گیری آن فاقد خدمات فوق هستند به نحوی از انحاء و با انجام سیم کشی ها و لوله کشی های پنهانی اقدام به سرقت آب، برق، گاز و تلفن از نزدیکترین محل ممکن ( اعم از مسکونی، صنعتی، تجاری و خدماتی) می نمایند.
2- قتل عمد: تعارض خرده فرهنگها، خصومت و اختلافات دیرینه، سودجویی و تحصیل اموال، جریحه دار شدن غیرت و آبرو و نزاعهای اتفاقی و اعتیاد از جمله علل وقوع قتل می باشد. این علل و عوامل به روشنی در مناطق حاشیه ای قابل رویت می باشد. بیشتر قتلهای اتفاق افتاده یا در این مناطق صورت می گیرد یا توسط کسانی که در این مناطق زندگی کرده اند به وقوع می پیوندد.
3- نزاع های دسته جمعی: از جرایم شایع در مناطق حاشیه ای می باشد چون ساکنین این مناطق معمولا مهاجرین از روستاها و ایلها می باشند و معمولا در یک محل و در نزدیک هم سکنی می گزینند و در مواقعی به سبب درگیری های جزئی حادث شده بین دونفر و حتی کودکان نزاعهای دسته جمعی شدیدی که معمولا منجر به کشته و زحمی شدن عده ای از منازعه کنندگان می شود، رخ می دهد.
4-تهدید علیه بهداشت عمومی و آلودگی محیط زیست: ماده 688 قانون مجازات اسلامی چنین مقرر داشته است: «هر اقدامی که تهدید علیه بهداشت عمومی شناخته شود از قبیل آلوده کردن آب آشامیدنی یا توزیع آب آشامیدنی آلوده، دفع غیربهداشتی فضولات انسانی و دامی و مواد زاید، ریختن مواد مسموم کننده در رودخانه، زباله در خیابان ها و کشتار غیرمجاز دام، استفاده غیرمجاز فاضلاب خام یا پس آب تصفیه خانههای فاضلاب برای مصارف کشاورزی ممنوع می باشد و مرتکبین چنانچه مطابق قوانین خاص مشمول مجازات شدیدتری نباشند به حبس تا یکسال محکوم خواهند شد ». در مناطق حاشیه نشینی، فاضلاب منازل در کوچه ها رها شده، جدول کشی و کانال کشی مناسبی جهت هدایت این آبهای کثیف وجود ندارد و این آبها در سطح کوچه ها در جریان است. خدمات شهری مثل جمع آوری و دفع زباله به آن شکلی که در داخل شهرها وجود دارد در این مناطق دیده نمی شود و در برخی از منازل احشام نگهداری می شود و فضولات آن در منزل و محله منتشر می شود. کشتارهای غیرمجاز و غیر بهداشتی در این مناطق صورت میگیرد و همه این موارد از مصادیق جرم تهدید علیه بهداشت عمومی و محیط زیست میباشد که قابل تعقیب کیفری هستند. همچنین تخلفات بهداشتی که در اماکن عمومی مناطق حاشیه ای مثل مغازه ها و نیز آلودگی های صوتی و آلودگی هوا که در این مناطق مشهود است نیز از همین نوع می باشد.
5- اعتیاد و خرید و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی: توزیع مواد مخدر در این مناطق به راحتی امکان پذیر است و آن هم ناشی از احساس امنیتی است که توزیع کنندگان این مواد در آن مناطق دارند. و بلحاظ فقر علمی و آگاهی ساکنین این مناطق و بیکاری وسیع و جهت رهایی یافتن مقطعی از برخی فشارهای روحی و غیره میل به استعمال مواد مخدر در این مناطق بیشتر می باشد. برخی از جوانان بیکار و حتی نوجوانان شغل و حرفه خود را خرید و فروش مواد مخدر قرار داده اند و یا مکان و وسایل استفاده از آن را در اختیار متقاضیان قرار می دهند و از این راه به کسب سود نائل می آیند.
راهکارهای مناسب برای جلوگیری از گسترش حاشیه نشینی:
در این زمینه باید به
دو اصل توجه داشت یکی ریشه یابی مشکلات اجتماعی نظیر حاشیه نشینی و دیگری برنامه
ریزی علمی برای بر طرف نمودن موانع و عوامل پیدایی و گسترش یک پدیده اجتماعی است.
در برخورد با پدیده حاشیه نشینی باید به جای توجه به معلول،بروز علت ها را مورد
بررسی قرار داد و با برنامه ریزی جامع و علمی برای بر طرف کردن این پدیده تلاش
کرد.بنابراین امکان از بین بردن این معضل اجتماعی وجود دارد به شرط اینکه شناخت و
برنامه ریزی علمی جانشین برنامه ریزی مقطعی،ظاهری و یا ساده پنداری شود.
اختلاف سطح توسعه در زمینه های اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی میان شهر و روستا یکی از
عوامل عمده مهاجرت روستاییان به شهرها و در نتیجه بروز گسترش پدیده حاشیه نشینی
است و تا زمانی که این اختلاف سطح از بین نرود، همچنان مهاجرت از روستا به شهرها و
نیز ایجاد مناطقی به نام حاشیه ادامه دارد.
از بین بردن اختلاف سطح میان روستا و شهر بدین معنا نیست که روستا ها به شهر تبدیل
شوند و یا همه امکاناتی که در شهر ها وجود دارد باید در روستاها فراهم شود بلکه
باید امکانات در زمینه های یاد شده که موجب این اختلاف سطح گردیده در معیاری معقول
و مناسب در روستا ایجاد شود تا موجب اقامت و ماندگار روستاییان در روستاها و نیز
مانع مهاجرتهای انبوه آنان به شهرها شود.
در زمینه های چهار گانه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی باید اول اولویت با
روستا ها باشد تا اختلاف سطح توسعه از بین برود و پس از اینکه در زمینه های یاد
شده میان شهرها و روستاها ی کشورمان به سطحی برابر دست یافتیم آنگاه می توانیم
بطور مساوی شهرنشینان و روستاییان را از امکانات توسعه بهره مند سازیم.در صورت
محقق شدن این هدف، روستاییان بصورت توده ای نیازی به مهاجرت به شهرها برای خود نمی
بینند.
پیشنهاد و راهکارها جهت پیشگیری و کاهش جرم در مناطق حاشیه نشینی:
1- ارتقاء کیفیت سکونت از طریق اعطاء برخی امکانات و تسهیلات و سعی در تطبیق منازل و محلات با اصول و معیارهای شهرسازی صورت پذیرد. سرمایه گذاری در این مناطق به صورت تبرعی و بدون هیچگونه چشم داشت و بدون توجه به توجیه اقتصادی و درآمدزایی برای دستگاههای مربوط از جمله شهرداریها صورت پذیرد.
2- احداث معابر و گذرگاهها در این مناطق که امکان دسترسی آسان و فوری پلیس و نیروهای انتظامی و امنیتی و اکیپ های امداد مثل خودروهای آتش نشانی و اورژانس و غیره را فراهم نماید.
3- ایجاد روشنایی کافی در کوچه ها و معابر. تجربه نشان داده که در مکانهای تاریک امکان ارتکاب جرم از جمله سرقت و جرح و قتل بیشتر از مکانهای روشن است و وجود روشنایی کافی در این مناطق خود فی النفسه عامل و رادعی در ارتکاب جرایم ذکر شده خواهد بود.
4- شناسایی ارازل و اوباش و مجرمین سابقه دار این مناطق و تشکیل شناسنامه برای نامبردگان و تحت کنترل قرار دادن آنها از طریق احضارهای اتفاقی به مراجع انتظامی.
5- بالا بردن ضریب امنیتی مناطق یاد شده توسط مراجع انتظامی و امنیتی از طریق ایجاد کلانتریها و مراکز انتظامی و حضور مرتب گشت های سیار در محلات و معابر.
6-تعطیلی سریع مراکز صنفی فاقد مجوز و پروانه کسب و الزام آنها جهت اخذ مجوز و پروانه کسب و الزام آنها جهت اخذ مجوزهای لازم و سپس نظارت کامل و دقیق نسبت به فعالیت مراکز یاد شده و برخورد قاطع با افراد متخلف توسط واحدهای اماکن عمومی نیروی انتظامی.
7- زیباسازی ظواهر ساختمانها و بناهای موجود در این مناطق چرا که ثابت شده مسکن بد و کثیف تاثیر در وقوع جرم دارد.
8- ایجاد فضاهای تفریحی و فراغتی سالم جهت پرکردن اوقات فراغت ساکنین مناطق حاشیهنشین.
9- بازرسی و نظارت کافی کارشناسان بهداشت و محیط زیست از مناطق حاشیه نشینی و جلوگیری از انجام اقدامات علیه بهداشت عمومی و محیط زیست.
10- در تصویب طرحها و برنامه های و پروژه های مهم شهری از نظریه جامعه شناسان، حقوقدانان و علی الخصوص جرم شناسان استفاده شود.
11- پیشنهاد راهکارهایی جهت پیشگیری و کاهش جرایم در مناطقی که هنوز حاشیه نشینی در آن رواج نیافته ولی مستعد برای حاشیه نشینی می باشد.
نتیجه گیری :
آنچه که اکنون بعنوان
حاشیه نشینی شناخته شده جزء جریان دیرپا و تاریخی مهاجرت جمعیتی جویای کار و رفاه
و گریزان از روستاها و شهرهای کوچک بلحاظ دافعه های آن و نیز پس رانده شدن فقرا از
درون شهرها به حاشیه آن، چیز دیگری نیست و این فرایند معلول طبیعی توسعه است و تا
زمانی که حاشیه ها در برابر شهرها قرار گیرد حاشیه نشینی پدیده ای ناهنجار و
ناپذیرفتنی است ولی زمانی که به پیشینه تاریخی این پدیده نگریسته شود آن را یک
جریان دائمی، ماندگار و گریز ناپذیر و حتی به عقیده برخی کارشناسان لازم و مفید
برای توسعه می دانند. پس این عقیده که باید مناطق حاشیه نشینی را تخریب کرد قابل
دفاع نمی باشد و می بایست با ساماندهی آن و فراهم کردن امکانات مورد نیاز برای
حاشیه نشینان و کم کردن فاصله و خلاء موجود بین آنها و شهرنسینان اقدام کرد و این
امور که از لوازم و مقدمات پیشگیری و کاهش میزان جرایم در این مناطق است امکان
پذیر نمی باشد مگر با مشارکت و همکاری و همدلی کلیه دستگاه های مسئول.
اگر چنین مشارکتی صورت پذیرد و راهکارهای توصیه شده در قبل بکار گرفته شود مطمئنا
نظاره گر ایجاد و گسترش حاشیه نشینی در کشور و به تبع آن گسترش جرم و جنایات
نخواهیم بود. مناطق حاشیه نشین در شهرها هر چند که به صورت بی رویه، کنترل و
سازماندهی نشده بوجود آمده است ولی از دید اجتماعی ضروری است که با شناخت مسایل و
مشکلات حاشیه نشینان به طور عام و کنترل و تنظیم خانواده به طور خاص راه حل اساسی
در ارتباط با رفع نیازهای بهداشتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این قشر عظیم که
بصورت بیمارگونه در شهرها بوجود آمده است جستجو و اعمال گردد. تا ضمن رفع مسایل و
مشکلات فردی و خانوادگی به حل مسایل و مشکلات شهری هم تا حدودی مساعدت شود. از
طرفی دیگر امروزه هر چند مسئولین به امر تنظیم خانواده دقت و توجه خاصی دارند، اما
در مناطق حاشیه نشین به دلایل ساختار فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی هنوز سطح باروری
زنان در مقایسه با سایر زنان شهری از میزان بالاتری برخوردار می باشد که این امر
در بلند مدت در گسترش حاشیه نشینی و افزایش مشکلات شهری نقش موثری خواهد داشت.
به قلم: علی فخیمی
1-تاریخچه
حاشیه نشینی
حاشیهنشینی به آن سنخ از زیست شهری اطلاق میگردد، که در حومه شهرها، تعدادی
خانوار بد مسکن، یک مرکز جمعیتی یا شهرک مانندی را به وجود آورند. در فرهنگ
شهر و شهرنشینی، حاشیه نشینی تا حدود زیادی مترادف با مفاهیمی چون زاغه نشینی و
آلونک نشینی به کار برده شده است.
حاشیه نشینی یک پدیده اجتماعی است و این پدیده اختصاص به عصر فعلی نداشته و ریشه
در ادوار و اعصار گذشته دارد و این پدیده هم در کشورهای توسعه یافته و هم در
کشورهای در حال توسعه وجود داشته ودارد . و تنها تفاوت آن در کشورهای توسعه یافته
با کشورهای در حال توسعه ، از حیث ریشه های تاریخی به وجود آورنده آن و رفتار
کالبدی و اجتماعی آن می باشد. کشور ایران نیز از این پدیده مصون نمانده منتهی
شرایط حادی که در برخی از کشورها از جمله برزیل، هندوستان، پرو و برخی کشورهای
آفریقایی وجود دارد در کشور ما ، حاکم نیست. ولی از حیث قدمت مشابه سایر کشورها می
باشد. پدیده حاشیه نشینی در ایران نیز همانند اکثر کشورهای در حال توسعه تا حدود
زیادی ریشه در مهاجرت و عوامل دافعه و جاذبه روستایی- شهری دارد. فقدان و کمبود
امکانات رفاهی و خدماتی در مناطق روستایی و شهرهای کوچک فرآیند مهاجرت را تشدید
کرد و حاشیه نشینی پدیدار شد و به این ترتیب یکی از بارزترین نمودهای مهاجرت در
ایران مانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه شکل گرفت.
در ایران پیش از آغاز دهه چهل، شهر نشینی رشد کندی داشت و در آستانه دهه چهل حدود
33 درصد از جمعیت کشور در شهر ها زندگی می کردند. براساس اولین سرشماری شهر تهران
در سال 1246 شمسی توسط عبدالغفار نجم الملک که حاکی ازسکونت یک دهم سکنه شهر (حدود
17 هزار نفر) در خارج از حصارهای شهر است و پیدایش نخستین اجتماعات آلونک
نشین در تهران به سال ۱۳۱۱ مربوط می شود. اما
رشد و گسترش اجتماعات آلونک نشین به بعد از کودتای ۲۸
مرداد به خصوص از سال ۱۳۳۵ به این طرف بر می
گردد. نخستین اجتماعات حاشیه نشین در جنوب شهر تهران تمرکز یافتند. براین اساس رشد
حاشیه نشینی در دهه های ۴۰ و ۵۰
ابتدا از تهران شروع شده است. گسترش تأسیسات شهری و شبکههای ارتباطی و همچنین
افزایش درآمد حاصل از نفت، موجب رونق شهرها و ایجاد جاذبههای شهری گردید و از سوی
دیگر، اصلاحات ارضی و مکانیزاسیون، دافعههای روستایی را تشدید نمود. در یک بررسی
گسترده که در سال 1351 در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران صورت
گرفت مشخص شد، که 91 درصد از سرپرستان خانوادههای حاشیهنشین در تهران روستایی
بودهاند 72 درصد آنان قبلاً دهقان محسوب میشدند و 59 درصد خرده مالک بودهاند .
همچنین یافتههای پژوهشی مشابه در سال 1345 نشان داد که 62 درصد از حاشینهنشینان
تهران کارگر ساده، 12 درصد کارگر نیمه ماهر 14 درصد کارگر ماهر بودهاند. این موارد
تا حدودی نشانگر ابعاد حاشیهنشینی در ایران پیشا انقلاب بود، در آن سالها به
دلیل اصلاحات ارضی و همچنین عدم کارائی اقتصاد کشاورزی روستاها، موج مهاجرتهای
گستردهای به شهرهای بزرگ رخ داد که به نمود یافتن زیست در حاشیه آن ها منجر شد.
با اجرای طرح اصلاحات ارضی در آن دهه و افزایش در آمدهای نفتی در دهه پنجاه ، رشد
شهر نشینی شتاب بیشتری گرفت و این رشد چنان سرعت یافت که در سال 1357 جمعیت شهر
نشین کشور به 64 درصد رسید. تهران تا شهریور سال ۱۳۵۹
نزدیک به ۱۰ هزار و ۴۵۰
خانوار و ۴ هزار و ۵۰۰
آلونک را در خود جای داده بود. بعد از انقلاب اسلامی، علیرغم تحولات
ساختاری و اولویت بخشیدن به بخش کشاورزی و توجه بیشتر بر استمرار عواملی نظیر
اختلاف سطح دستمزد و امکانات رفاهی بین شهر و روستا، علل دیگری نیز به وجود آمد،
که از آن جمله میتوان تقسیم زمین در نقاط شهری و افزایش سطح آگاهی روستاییان را
نام برد. سرمایه گذاریهای دولت در بخش کشاورزی و ارائهی امکانات خدماتی مانند:
راه، آب و برق، خدمات بهداشتی و آموزشی و غیره، اگرچه موجبات دلبستگی بسیاری از
روستایی را فراهم نمود، لیکن زمینهی مناسبی نیز برای مهاجرت کسانی که به لحاظ مالی
تمکن بیشتری پیدا کرده بودند و یا به سطح بالاتری از سواد و تحصیلات دست یافته
بودند، فراهم میکرد. در عین حال باید خاطر نشان نمود که علیرغم تحولات صورت
گرفته، معهذا به دلیل کافی نبودن امکانات زیربنایی برای ایجاد اشتغال در نقاط
روستایی و سیاستهای اقتصادی خاصی که از اواخر دههی 1360 آغاز شد، مهاجرت به
شهرها همچنان ادامه یافت، به طوری که رشد جمعیت شهری طی دورهی بیست سالهی پیش از
انقلاب (یعنی بین سالهای 55-1335) با نرخ رشدی معادل 5 درصد افزایش داشت و این
روند طی دورهی بیست سالهی بعد از انقلاب (75-1355) با نرخی معادل 3/4 درصد ادامه
پیدا کرد.(احمدیان 1383)
قشر عظیمی از این حاشیه نشینان مهاجرین از روستاها یا شهر های کوچک هستند در پی
تهیه زمین جهت احداث مسکن می باشند، به لحاظ ارزانی حاشیه و اطراف شهر به این
مناطق روی می آورند و مناطقی را تشکیل می دهند که رفته رفته خود این مناطق خود
تبدیل به شهری می شود با حاشیه های مملو از سکونت¬گاههای غیر رسمی و اسلام شهر
تهران که در گذشته شادی شهر نامیده می شد نمونه بارز آن است و این چنین، حاشیه
نشینی شکل گرفته است.
درمورد خاص تهران پدیده جدیدی طی 27 سال گذشته بروز کرده که تقریباً غیرمتعارف
بوده است. و آن افزایش انفجاری جمعیت روستایی استان تهران است، که با نرخی بالای
7/5 درصد رشد داشته و جالب اینکه مهاجران به مناطق روستایی استان تهران از شهرها
به روستاهای اطراف تهران رانده شده اند.
برا اساس سرشماری سال 1375 حدود یک پنجم جمعیت منطقه کلانشهری تهران در شهرها و
شهرک های حاشیه ای با ساخت و ساز غیر مجاز و غیر متعارف سکونت یافته اند. رئیس
کمیسیون فرهنگى- اجتماعى شوراى شهر تهران از رشد حاشیهنشینى از 2 به 5 درصد - به
عنوان مادر معضلات اجتماعى کشور- طى 10 سال آینده خبر داد. وی از وجود بیش
از 5 میلیون حاشیهنشین در کشور بر اساس آخرین آمار سال 84 سخن راند.
چندی قبل مشاور شهردار، با اشاره به رشد ۸۰ برابری
جمعیت حریم شهر تهران و احتمال سرازیر شدن ۲۰ درصدی
جمعیت پایتخت به سمت حاشیه شهر گفت: این دو موضوع موجب بالا رفتن هزینه های
امکانات رفاهی و قرار گرفتن این هزینه ها به عنوان یکی از معضلات اساسی در سطح شهر
و در نزد طبقه ضعیف شده است. در حالی که رشد جمعیت تهران ۱/۱ درصد بوده، همین
هزینه های بالا باعث شده جمعیت بالایی توانایی رفع نیازهای روزمره را نداشته باشند
و در نتیجه با وجود بیش از یک میلیون واحد مسکونی خالی، به سمت حاشیه شهر هجوم
برده و جمعیت حاشیه تهران ۸۰ برابر
شود.
معضل حریم باعث شده است که شهرداری تهران امکان کمک به حاشیه نشینان را نداشته
باشد.در سال 1385 طبق اعلام رسمی شهردار تهران حاشیه نشینان تهران به 5/3 میلیون
نفر رسیدهاند.
براساس مطالعات جامعهشناختی، 67 شهر کوچک و بزرگ کشور در 16 استان در سال 1380
(بدون احتساب تهران، آذربایجان شرقی و مرکزی) با پدیده حاشیهنشینی مواجه هستند،
در این محدودهها که بیش از دو میلیون نفر ساکن هستند، تراکم جمعیت مناطق حاشیهنشین
به طورمتوسط حدود 200 نفر در هکتار است. (افتخاری راد 80)
همچنین مطابق با برآوردهایی که در پژوهش حاشیهنشینی در ایران توسط مرکز مطالعات و
تحقیقات معماری شهرسازی ایران، صورت پذیرفت، جمعیت حاشیهنشینی در 10 شهر بزرگ
ایران نظیر تهران، مشهد، شیراز، اهواز حدود 5/3 میلیون نفر تخمین زده شد که اکنون
قطعاً بسیار بیشتر از این رقم است. پرویز کاظمی، وزیر رفاه، در سال
1385 حاشیه نشینان را در کل کشور 6 میلیون نفر اعلام کرده بود.
در کشور با چند مدل حاشیه نشینی مواجه هستیم. حاشیه نشینی در بخش های مرفه نشین و
حاشیه نشینی در بخش های فقیر نشنین. حاشیه نشینی حاصل از سرریز جمعیت روستایی
متمرکز شده در حواشی شهر در استان هایی نظیر تهران و نیز حاشیه نشینی غیرطبیعی
حاصل از حوادث مثل زلزله در بم وحاصل از دوران جنگ تحمیلی مثل خوزستان. حاشیه
نشینی اکثرا خارج از حریم شهرهاست و لی در جایی مثل ایلام به درون حریم شهر سرایت
کرده است. این مسئله در جاهایی مانند شوشتر به قدری حاد است که مهم ترین معضل
اجتماعی شهر به حساب آمده است.
دو مدل دیگر، شهرک هایی است که جمعیت لبریز شهر بمناسبتهای صنفی ، صنعتی، تعاونی و
... درآن گرد آمده و بصورت اسکان رسمی و با ملاکهای شهر سازی بوجود آمده و ساکنین
آن نیز شهروندانی Citizens هستند که وضعیت تثبیت شده ای از نظر اشتغال دارند این شهرک ها جزء
لاینفک تهران بزرگ محسوب می شوند. و حالت دوم آن محل هایی است که بصورت
اسکان غیررسمی بوده و ترکیب جمعیت آن را اغلب مهاجرین روستایی گروههای غربت، کولی
ها ، دلالها و گروه های آسیب زا به حالت آلونک نشین وخانه های موقت با پوشش
ساختمانی نامناسب (حصیر- حلبی و خشت و گل ...) و بهره گیری غیر بهینه عرصه های
ساختمانی تشکیل می دهد(مثنوی، عطاء الله)
در ثروتمندترین کشور جهان یعنی ایالات متحده طبق آمار رسمی دولتی بیش از 35 میلیون
فقیر داریم که 27 میلیون آن آلونک نشین شهری هستند . براساس مطالعات سازمان
ملل «حاشیه نشینی و آلونگ نشینی چالش اصلی هزاره سوم خواهدبود» در سال 2001
از 920 میلیون جمعیت حاشیه نشین شهری جهان 45 میلیون آن (یعنی 6 درصد) در کشورهای
توسعه یافته قرار دارند و 860 میلیون دیگر یعنی 43 درصد جمعیت شهری در آلونکهای
کشورهای درحال توسعه زندگی می کنند. همین درصد برای کشورهای غرب آسیا که شامل
ایران نیز می شود 35 درصد جمعیت شهری ذکر شده است.
در 2020رقم کل حاشیه نشینان شهری جهان تقریباً به 1400 میلیون نفر افزایش
خواهدیافت. میزان افزایش کشورهای صنعتی ثروتمند در این مدت حدود پنج میلیون نفر و
حجم جمعیت آلونک نشین جهان درحال توسعه به رقم 1355 میلیون نفر خواهدرسید، که از
این مقدار حدود 75 میلیون نفر از آن کشورهای غرب آسیاست.
گزارش سازمان ملل تاکید می کند که این یک مقوله جمعیت شناسی شهری نیست بلکه پدیده
ای اقتصادی- اجتماعی است و در برنامه های توسعه به عنوان هدف اولی باید بدان
نگریست».
زاغهنشینی و حاشیه نشینی نه تنها اجتنابناپذیرند، بلکه نشانهی موفقیت یک شهر
محسوب میگردند. شکلگیری زاغهها و حاشیه نشینی، بخش ضروری مرحلهی رشد و توسعهی
یک شهر است. فقط در شهرهای ساکن و ایستا، وضعیت و موقعیت بخشهای تشکیل دهندهی
آنها، بدون تغییر باقی میماند. زیرا همان طور که مناطق زاغهای و مناطق حاشیه
برای حفظ بقای خود به شهرها احتیاج دارند، شهرها نیز برای رشد و توسعهی خود به زاغهها
و حاشیهنشینی نیاز دارند. این مناطق فقیرنشین شهری، مکانی ارزان برای
خانوادههایی که نمیتوانند هزینهای برای احداث منزل و خانه سازی پرداخت کنند،
فراهم میآورند. این مناطق در مراحل انتقال میتوانند شرایط را برای مهاجران به
شهر مساعد و تسهیل نمایند تا آنها بتوانند به عنوان یک شهروند جای خود را در
جامعهی شهری پیدا کنند(هادیزاده، مریم)
2-بررسی
مفهوم حاشیه نشینی
در فارسی اصطلاحات متعددی در ارتباط با حاشیهنشینی مورد استفاده قرار میگیرد، که
عبارتند از: زاغه نشینی، آلونک نشینی، حلبیآباد و غیره، که هر کدام مفهوم خاص خود
را دارند. در سایر زبانها و فرهنگهای جهان نیز اصطلاحات متفاوتی، در این مورد،
وجود دارد، مانند: - رانچو (rancho) یا فاولا (favela) در امریکای لاتین؛ بوستی (bustee) یا کامپونگ (kampong) در آسیا؛ بی دونویل (bidonville) یا شانتی تاون (shanty town) در افریقا. برخی از محققان، حاشیه نشینی را برگرفته از کلمهی slum میدانند، و برخی میان حاشیهنشینی (squatter housing) و محلههای فقیرنشین (slums) تفاوت قایل هستند و چنین اظهار میدارند: اولی معمولاً ساخت و
سازهایی را شامل میشود که به طور غیرقانونی، با تخلف از مقررات ساختمانی و یا در
زمینی بدون اجازهی صاحب آن، سربرافراشتهاند و در مقابل، [دومی]... بناهای
پایداری هستند که از طریق مجموعهی عواملی مانند سن بنا، مسامحه کاری و متروکه شدن
بنا و تقسیم آن به بخشهای فرعی (که فشار زیادی را بر روی تسهیلات و تجهیزات اساسی
بنا تحمیل میکند)، در وضعیت زیر استاندارد قرار گرفتهاند. (دیوید دراکاکیس)
یکی از اصطلاحاتی که در این خصوص به کار برده میشود «شانتی تاون» است. فرهنگ جدید
جغرافیا دربارهی این اصطلاح مینویسد: «شانتی تاون به منطقهی مسکونی
زیراستاندارد گفته میشود، که اغلب به طور غیرقانونی اشغال شده و خاص جهان سوم
است. شانتی تاون یا در زمینهای ناهمواری که در معرض سیل هستند و یا در داخل شهر
ایجاد میشود...»
تفاوت حاشیه نشینی و گتو های کشورهای پیش رفته: اصولاً اصطلاح حاشیه نشینی خاص
کشورهای در حال توسعه است. کشورهای توسعه یافته بدلیل تحولات اجتماعی- اقتصادی
متفاوتی که پشت سر گذاشتهاند، به طور عمده دارای محلههای فقیرنشین (به عوض
حاشیهنشین) میباشند. این محلهها، به لحاظ مکانی، معمولاً در مناطق مرکزی شهرهای
بزرگ قرار دارند، یعنی جایی که در سالهای پس از انقلاب صنعتی، به دلیل استقرار
کارخانجات و کارگاههای تولیدی، و سکونت کارگران و اقشار کم درآمد در مجاورت آنها،
مرغوبیت خود را از دست دادند و به محلههای کارگری و فقیرنشین تبدیل شدند. این در
حالی است که مکان گزینی مناطق فقیرنشین، در کشورهای در حال توسعه، اغلب در حاشیهی
شهرهای بزرگ صورت گرفته است. آنتونی گیدنز در این باره مینویسد: در شهرهای غربی،
تازه واردان بیشتر ممکن است در مجاورت قسمتهای مرکزی شهر سکونت اختیار کنند، اما
در کشورهای جهان سوم معمولاً عکس آن اتفاق میافتد و مهاجرت در جایی که حاشیهی
گندابی (Septic
Fring) نواحی شهری نامیده شده
است، ساکن میشوند. (احمدیان، محمد علی، 1382)
در کشورهای توسعه یافته، حاشیه نشینی از الگوهای خاص پیروی میکند. این الگوها،
همچنان که پیتر هاگت (Peter Haggett) خاطر نشان کرده است، «از نظر فضایی با جهان سوم متفاوت و به صورت
پدیدهی گتو (Ghetto) است. گتوها که معمولاً از اقلیتهای مذهبی، قومی و یا زبانی
تشکیل شدهاند، وجوه تشابه زیادی با حاشیه نشینان دارند، که مهمترین آنها جذب نشدن
در متن شهرهای غربی است». گتوهای شهری در اغلب موارد به وسیلهی موانع فیزیکی یا
انسانی از بقیه بخشهای شهری جدا میشوند. ناهمواریها، رودها، ایستگاههای
راهآهن، مانداب، گورستانها و فرودگاههای قدیمی از آن جمله است.»
بزرگترین گتوهای جهان، که براساس تفاوتهای نژادی شکل گرفته است، در محلهی هارلم
نیویورک قرار دارد و ساکنان آن را سیاهپوستان تشکیل میدهند. صرف نظر از گتوها، به
طور کلی در مناطق مرکزی شهرهای بزرگ کشورهای توسعه یافته، شرایط نامساعدی برای
اقشار کمدرآمد وجود دارد که به مرور زمان بر تعداد آنها افزوده میشود. جیمز
روبینشتاین (James
Rubenstein) شرایط نامساعد زندگی
در مناطق مرکزی شهرهای امریکا را توصیف نموده است. وی دربارهی بیخانمانهای
ایالات متحده امریکا مینویسد: میلیونها امریکایی شبها در مقابل در خانهها و یا
روی شبکههای فلزی گرم خیابانها و نیز در ایستگاههای اتوبوس و مترو میخوابند...
دوسوم نوزادان مناطق مرکزی شهرها در ایالات متحده را مادران ازدواج نکرده به دنیا
میآورند و 90 درصد بچههای این مناطق نیز فقط با یکی از والدین خود زندگی
میکنند... درصد کمی از افراد مستمند به خاطر توانایی برای مراقبت از فرزندان،
جدایی از همسر را انتخاب میکنند. اگر شوهری مجدداً به خانه برگردد، ممکن است که
همسرش، مزایای امدادی را از دست بدهد و بدین طریق خانواده را از نظر اقتصادی، در
وضعیتی بدتر از دورهی جدایی قرار دهد.
بخش مهمی از ساکنان شهرهای بزرگ جهان که در مناطق حاشیهای، زاغهها، گتوها و
امثال آنها به سر میبرند، با شرایط نامساعدی مواجه هستند. گزارشی از سازمان ملل
متحد، در سال 1998 ، اعلام نموده است: «درمناطق شهری پرتراکم، هر ساله، 10 میلیون
نفر به دلیل اوضاع و شرایط نابسامان زندگی، نظیر مسکن غیراستاندارد و بهداشت
نامناسب، جان میسپارند.» (احمدیان، محمد علی،1382)
بررسی تعاریف حاشیه نشینی: صاحب نظران و کارشناسان مسائل شهری تعاریف متعددی از
حاشیه نشینی ارائه کرده اند برخی مانند چارلز آبرامز حاشیه را به عنوان فرایند
تصرف نواحی شهری به قصد تهیه مسکن دانسته است. و نیز حاشیه نشینی را در معنای عام
شامل تمام کسانی می دانند که در محدوده اقتصادی شهر ساکن هستند ولی جذب اقتصاد
شهری نشده اند. (تعریف اقتصادی) «... افرادی که در مناطق حاشیه نشین زندگی میکنند
از ساخت قدرت و سیاست عمومی جامعه جدایی یافتهاند و به عنوان گروه پست اجتماعی
تلقی میشوند... حاشیه نشینان از نظر اجتماعی دارای موقعیتی ضعیف بوده و در طبقهی
پایین اجتماع قرار دارند.»(نگرش اجتماعی) خانوادههای تهیدست و غالباً مهاجر که به
تعبیر اسکار لوئیس (Oscar Lewis)
در نوعی فرهنگ فقر زندگی میکنند. «آنان به طور کامل جذب شیوهی جدید زندگی شهری
نشده و در حاشیهی آن به زندگی ادامه میدهند.» (نگرش فرهنگی)«سرپناههای خلق
الساعه برپا شده بر زمین متعلق به دیگران، واقع در حاشیه شهرها...»( نگرش کالبدی)
(حاشیه نشینی؛ ریشه ها و راه حل ها 1382)
جاذبه شهر نشینی و رفاه شهری این افراد را از زادگاه خویش کنده و به سوی قطب های
صنعتی و بازارهای کار می کشاند و اکثر آن ها مهاجرین روستایی هستند که به منظور
گذراندن بهتر زندگی راهی شهرها می شوند
بعضاً حاشیه نشینی را استقرار در زمینهای غیرقانونی شهری تعریف می کنند که به
شهرداریها و وزارت مسکن مربوط می شود. و تعبیری که از حاشیه نشینی ارائه شده است ،
ساختمان یا بخشی از شهر که در آن ویرانی ، نارسایی عرضه خدمات درمانی تراکم زیاد
جمعیت در واحدهای مسکونی ، فقدان آسایش لازم و خطرات ناشی از عوامل طبیعی نظیر سیل
دیده می شود.
بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که حاشیه نشین فردی است مهاجر یا غیر مهاجر که
به دلیل فقدان ریاست و تخصص صنفی و نبود بنیان های مالی توانمند و طبقه و فرهنگ
اجتماعی متناسب با طبقات و فرهنگ متعارف و لازم شهری در حاشیه واقع شده است . این
افراد بیشتر به علت عوامل رانش زادگاه خود و کمتر به دلیل عوامل جاذب شهری ،
زادگاه خویش را ترک کرده و به شهر ها روی می آورند. آن ها به دلیل عدم تطبیق با
محیط شهری از یک سو و بر اثر عوامل پس ران شهری از سوی دیگر از محیط شهری پس زده
می شوند و به تدریج به کانونهای به هم پیوسته و یا جدا از یکدیگر در قسمتهایی از
شهر سکنی می گزینند به صورتی که محل سکونت و نوع مسکن آنها با محل سکونت متعارف
شهری مغایر بوده و مالکیت آن ها غالبا غصبی است و همچنین این افراد از نظر وضعیت
فرهنگی و اقتصادی نیز با جمعیت شهری تمایز دارند. (رضا مسعودی فر)
حاشیه نشینی فرهنگی به حالتی گفته می شود که افراد علی رغم سکونت در محدوده شهری و
بعضاً مرکز شهر با فرهنگ شهروندی آشنا نیستند. شهرنشین به کسی اطلاق می شود که در
قلمرو مکانی شهر ساکن است و شهروند کسی است که علاوه بر سکونت در محدوده شهری،
تابع هنجارهای شهری هم هست بنابراین در حاشیه نشینی فرهنگی بیشتر شاهد افراد
شهرنشین هستیم و نه شهروند به طور مثال در چنین شرایطی است که شاهد پرورش حیواناتی
نظیر گاو و گوسفند در محدوده شهری خواهیم بود. (بهروز سپیدنامه)
سیمون چپمن (Simon
Chapman) هشت ویژگی برای مناطق
حاشیه نشین و موارد مشابه آن، به شرح زیر، برمیشمارد: عموماً غیرقانونی هستند.
غالباً خلق الساعه هستند و از مواد و مصالح مختلف ساخته شدهاند. معمولاً به وسیلهی
خود ساکنان احداث شدهاند. فاقد خدمات شهری مانند راه آسفالته، برق و سیستم دفع
فاضلاب هستند. توسعهی آنها بدون برنامهریزی و اغلب به صورت اتفاقی صورت میگیرد.
مکان گزینی آنها اغلب در لبههای شهری، حواشی خطوط آهن و بزرگراهها و یا زمینهای
خالی از سکنهای که در مجاورت مناطق مرکزی شهرها قرار دارند، صورت میگیرد.
معمولاً در مناطق نامناسب شهری (مانند: زمینهای ناهموار، حواشی کارخانجات، در
مجاورت زمینهای رها شده و بلااستفاده) تشکیل میشوند. جمعیت متراکم دارند که از
خانوادههای پرجمعیت تشکیل شده است.
آنچه از تعاریف گوناگون برمیآید آن است که: حاشیه نشینی در کشورهای در حال توسعه،
غالباً از مهاجرین تشکیل میشود که بنا به علل مختلف، شهرهای بزرگ را هدف قرار
دادهاند، ولی به دلیل پایین بودن سطح مهارتهای فنی و فقدان سرمایهی کافی، قدرت
ورود به متن اصلی شهر را نداشته و ناگزیر به پذیرش زندگی حاشیهای شدهاند. مکان
گزینی این قبیل اجتماعات، اغلب، در زمینهای نامرغوب و یا اراضی حاشیهی شهرها و
به صورت غیرقانونی صورت گرفته است. فقر اقتصادی، پایین بودن سطح سواد و بالابودن
میزان جرائم و کمبود خدمات زیربنایی و مساکن بیدوام و خلق الساعه، از خصوصیات
مشترک مناطق حاشیه نشین به شمار میرود. به عبارت سادهتر میتوان گفت: مناطق
حاشیه نشین، محدودههای خاصی از شهرها هستند که به لحاظ شرایط اقتصادی، اجتماعی،
فرهنگی و کالبدی، تفاوت آشکاری با سایر مناطق شهری دارند.( احمدیان، محمد علی،1382)
3- علل حاشیه نشینی
در خصوص ایجاد پدیده حاشیه نشینی علل مختلفی می تواند موثر باشد از جمله :
1ـ کمی در آمد روسای خانوار و بالا بودن بهای زمین و هزینه ساخت و ساز رسمی
و گرانی اجاره بها و همچنین تفاوت قیمت تمام شده مسکن غیر رسمی با مسکن رسمی. حسب
اعلام مرکز مطالعات و تحقیقات شهر سازی و معماری در سال 1373 در مجموع قیمت تمام
شده مسکن ساخته شده بصورت غیر رسمی حدود 6/1 مسکن رسمی با ابعاد مشابه می باشد .
وقتی هزینههای تمام شده زندگی مردم به گونهای باشد که دیگر نتوانند در شهر زندگی
کنند برای ادامه زندگی مجبور میشوند به حاشیههای شهر بروند. معمولاً حاشیه
نشینان جزو تهی دستان جامعه هستند. به دلیل گرانی غیرمتعارف زمین شهری در
کلانشهرهای ایران و بخصوص تهران (معادل هفت برابر حقوق ماهیانه بیجه (قاتل مخوف
پاکدشت)برای یک متر مربع زمین) هیچ راهی جز ظهور قارچ گونه و شتابان حاشیه نشینی
شهری باقی نمی ماند. در حالی که بخش قابل توجهی از تهی دستان روستانشین عادی هستند
و کمتر با مسئله گرانی زمین شهری مشکل دارند.
2ـ دافعه های مبدا (مثل بی چیزی ، نداشتن زمین) موجب گریز ساکنین آن از زادگاههای
خویش و سرازیر شدن آنها بسوی شهر ها می شود و هزینه بالای زندگی شهری موجب پدید
آمدن کانونهای حاشیه نشینی می شود.
3- دوری از روند بوروکراتیک : پدیده دیسنتریسم به خاطر فرار از روند بروکراتیک
زندگی شهری یکی از پدیده هایی است که بر عکس مهاجرت در حال انجام است. به ویژه
مسئله فرار از تهران امروزه به یکی از مسائل اجتماعی ما بدل شده است. یکی از عوامل
که هم به فرار از روند بروکراتیک و هم به خاطر مشکل مالی و قیمت بالای ساخت زمین و
مسکن در حال رخ دادن است تمایل به ساخت دراز مدت مسکن می باشد.
4ـ قطعه بندیهای بزرگ زمین که موجب افزایش قیمت زمین شده و امکان خرید زمین توسط
افراد کم در آمد و کم بضاعت گرفته می شود و به ناچار به مناطق حاشیه نشینی پناه می
برند.
5ـ فقدان منطقه بندی و کاربری نا مناسب زمین. اگر شهرها بصورت مناسب منطقه بندی و
توسعه نیابند زمینه برای ساخت و ساز های غیر مجاز فراهم شده و محلات زاغه نشینی
بوجود خواهد آمد. همچنین چنانچه زمین های مناسب برای خانه سازی به کاربری صنایع و
یا دیگر موارد کاربری اختصاص یابد ممکن است محلات فقیر نشین شکل بگیرند.
موردی که از لحاظ جامعه شناختی و اصول شهرسازی فوقالعاده حائز اهمیت است روند
همسان شدن کمیت و کیفیت شهرهای ایران با حاشیههای خود است، چه آنکه با استمرار
روند فعلی تاچند سال آینده جمعیت حاشیههای هر کلان شهر اختلاف اندکی با جمعیت
کلان شهرها پیدا نمیکند. هم اکنون 34 درصد از جمعیت حاشیه نشین کل کشور در حاشیه
کلان شهرها استقرار یافتهاند که روز به روز بر تعداد آنها اضافه میشود،عدم
پویایی مدیریت شهری درکلان شهرهای ایران نیز مزید بر علت شده تا حاشیه شهرها
همانند متن شهر ارتقای عمرانی پیدا نکند. به همین دلیل هم اکنون از لحاظ عمرانی
بعضی از نقاط کلان شهرها هیچ فرقی با حاشیه خود ندارند و از لحاظ جمعیتی نیز،
افزایش روز افزون جمعیت حاشیه نشین باعث میشود که در آیندهای نه چندان دور حاشیه
و متن از هر لحاظ برابر شوند!
6 ـ مهاجرت ، از عوامل موثر در شکل گیری حاشیه نشینی است مهاجرت اعم از مهاجرت
افراد از روستاها و شهر های کوچک به شهر های بزرگ و نیز مهاجرت افراد از هسته داخلی
شهر به حواشی آن می باشد .(تاثیر حاشیه نشینی بر وقوع جرم، 1383)
7ـ در شکل گیری مناطق حاشیه نشینی حداقل در گسترش آن نقش و تاثیر عملکرد ادارات و
دستگاههای دولتی و عمومی را نباید نادیده گرفت .
برخی از اراضی داخل یا خارج شهر ها متعلق به سازمانها و ادارات دولتی و عمومی از
جمله شهر داریها ، سازمان مسکن و شهرسازی ، جهاد کشاورزی و منابع طبیعی می باشد .
شناسایی حدود اربعه آن و حفاظت از آن حائز اهمیت است در پاره ای موارد در پرونده
های مطرحه در دادگاهها مشاهده می شود که اراضی دولتی مورد تصرف و تعرض افرادی سود
جو واقع شده و حتی به کرات و بصورت متعدد مورد خرید و فروش واقع شده و همچنین در
مواقعی مورد ساخت و ساز قرار گرفته ولی ادارات یا نهاد های یاد شده اطلاعی از چنین
اقداماتی حاصل نمی نمایند . و به تبع آن در تعقیب عامل یا عاملین جرم بر نمی آیند
ویا مواقعی اقدام می نمایند که اراضی آنها طی ایادی متعددی منتقل شده و در زمان
طرح شکایت به لحاظ پیچیدگی موضوع و نقل و انتقالات متعدد و سپری شدن مدت طولانی از
زمان تصرفات اراضی دولتی رسیدگی قضایی مستلزم صبر و حوصله و دقت بیشتر و زمان
نسبتا طولانی می باشد. و چه بسا این تصرفات و تعارضات به اراضی دولتی موجب تجزیه
آن و رواج ساخت و ساز های غیر مجاز و نتیجتاً شکل گیری حاشیه نشینی می شود .
در کل می توان نظریات در مورد علل حاشیه نشینی را به دو گروه تقسیم کرد:
الف) کارگردگراها و لیبرالها
عمدتاً خاص کشورهایی که با نظام اقتصاد آزاد اداره میشوند، به ویژه ایالات
متحده امریکااست. بسیاری از محققان لیبرالیست، که از معتقدان و مبلغان مکتب کارکرد
گرایی میباشند، علت عمدهی حاشیهنشینی را ناشی از کارکرد جاذبههای شهری و
دافعههای روستایی به شمار میآورند. به نظر آنها افزایش جمعیت یکی از علل مهمی است
که زمینه را برای مهاجرت مازاد نیروی کار روستایی فراهم میآورد. «عدم دسترسی
مهاجرین به مشاغل اقتصادی شهری، همراه با فقر اقتصادی و عدم تخصص آنها موجب میشود
که آنها مجبور شوند آلونکها و زاغههایی را که در اغلب موارد، فاقد هرگونه
تسهیلات شهری، از قبیل آب و برق و تلفن است، برای زندگی برگزینند.»
برخی دیگر از کارکرد گرایان به عوامل دیگری، غیر از افزایش جمعیت تأکید نمودهاند،
به عنوان مثال هوم هویت (Home Hoyt) عوامل فیزیکی، مانند زمینهای رها شده و اراضی نامناسب شهری، و
آبرامز (Abrams)، بالابودن قیمت زمین و مسکن و برخی دیگر، عوامل اقلیمی را زمینه
ساز هجوم مهاجران به مناطق خاصی از شهرها و ایجاد حاشیه نشینی و زاغه نشینی
میدانند.
ب ) دیدگاه ساختارگرایان و رادیکالیست ها
رادیکالیستها، که عمدتاً از دیدگاه اقتصاد سیاسی به مسائل مینگرند، اگر چه در
قبول این اصل، که حاشیه نشینی در کشورهای در حال توسعه، نتیجهی مهاجرت از روستاها
و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ میباشد، با کارکردگراها ها هم عقیده هستند، لیکن
برخلاف کارکردگراها، این مهاجرتها را ناشی از خصوصیات کارکردی شهرها نمیدانند،
بلکه ساختار اقتصادی نابسامان کشورهای در حال توسعه را، که ناشی از ادغام کشورهای
مزبور در نظام اقتصادی و تجارت جهانی است، در این امر دخیل میدانند. تحلیل گران
اقتصاد سیاسی معتقدند: «هنگامی که مناطق دارای اقتصاد معیشتی به جرگهی بازار وارد
میشوند... تولیدات بومی... جای خود را غالباً به یکی دو محصول عمده خواهند داد
و... جمعیت زیادی به علت دگرگونی ساختهای تولیدی، به صورت نیروی کار آزاد شده
درآمده، موجهای عظیم مهاجرتی را موجب میشوند.»
یکی دیگر از عواملی که به عقیدهی رادیکالیستها، زمینهی حاشیهنشینی را فراهم
میآورد، اقتباس کشورهای در حال توسعه از الگوهای توسعهی کشورهای سرمایه داری
صنعتی میباشد. این تحلیل گران معتقدند چنین الگوهایی به دلیل آنکه صنعت محور
هستند، ساختار اقتصادی کشورهای در حال توسعه را در هم میریزد. یکی از نتایج منطقی
چنین الگوهایی (مانند: الگوی توسعهی خطی روستو و راهبرد قطبی رشد)، که توسط مکتب
نوسازی (Modernization) تبلیغ و ترویج میشود، افزایش جمعیت شهری و ایجاد شهرهای مسلط با
جاذبههای شغلی و خدماتی، آن هم در شرایطی است که به دلیل برهم ریختن ساختار
اقتصاد سنتی، بخش کشاورزی تحتالشعاع صنعت مونتاژ و فعالیتهای بخش خدمات قرار
گرفته و مازاد نیروی کار روستایی را ناگزیر از مهاجرت به شهرهای بزرگ مینماید.
دیدگاه نوسازی که در دهههای 1950 و 1960 به عنوان رویکردی غالب در ادبیات علوم
اجتماعی مطرح شده است، یکی از عوامل مهم برهم ریختن ساختار اقتصاد سنتی و رشد
شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه به شمار میرود. به موجب این دیدگاه «پیوندی
تنگاتنگ بین شهری شدن و توسعه وجود دارد، به گونهای که توسعه یافتگی را مترادف با
شهری شدن در نظر میگیرند.»
به طور کلی میتوان گفت تحلیل گران اقتصاد سیاسی، با اعلام این شعار که: ساختار
درونی کشورهای جهان سوم بخشی از نظام جهانی تولید و مصرف است، سعی میکنند نقش
عوامل ساختاری در مشکلات شهری و از جمله حاشیه نشینی و زاغه نشینی را تبیین
نمایند.(احمدیان 1383)
درمورد خاص ایران باید عوامل مهاجرت از روستا به شهر را باید در سه سطح بررسی کرد.
1 ) در سطح فراملی :برون زا بودن اقتصاد و وابستگی به نظام اقتصاد جهانی؛ هر چند
با تحولات بعد از انقلاب، تلاشهای موفقیتآمیزی در جهت کاهش این وابستگی به عمل
آمده است.
2 ) در سطح ملی: عدم توجه کافی به نقاط روستایی و بخش کشاورزی در برنامههای
توسعهی اقتصادی - اجتماعی و فرهنگی کشو. در این مورد باید اشاره کنیم که در
سالهای بعد از انقلاب اسلامی اقدامات اساسی زیادی در جهت خدمات رسانی به نقاط
روستایی صورت گرفت، ولی به دلیل همراه نبودن این اقدامات با گسترش زمینههای
اشتغال در نقاط روستایی و همزمان با آن، افزایش جاذبههای اقتصادی و اجتماعی در
شهرهای بزرگ، روند مهاجرت روستاییان کماکان ادامه پیدا کرد.
3 ) در سطح محلی:با توجه به تأخیری که در موج شهرنشینی ایران نسبت به کشورهای غربی
صورت گرفته است، مدیریتهای شهری، تجربیات و ابزار علمی کافی برای مقابله با
مشکلات شهری و از جمله حاشیه نشینی را نداشتهاند. اگر چه اقدامات موثری در
سالهای بعد از انقلاب، جهت تقویت مدیریتها و سازمانهای شهری به عمل آمده است.
لیکن به دلیل کافی نبودن این اقدامات از سویی و انتقال دائمی مشکلات روستایی به
شهرهای بزرگ از سوی دیگر، مدیریتهای شهری موفقیت چندانی کسب نکردهاند. شوماخر در
ارتباط با انتقال مشکلات روستاها به نقاط شهری اظهار میدارد: بیکاری روستایی موجب
مهاجرتهای تودهوار به شهرها میگردد... [و در حقیقت] بیکاری روستایی به بیکاری
شهری مبدل میشود.(احمدیان، 1383)
4-بررسی قوانین مرتبط با حاشیه نشینی و عملکرد در باره آن
ماده 100 قانون شهر داری مقرر داشته است «شهر داری می تواند از عملیات ساختمانی
ساختمانهای بدون پروانه یا مخالف مفاد پروانه بوسیله مامورین خود اعم از آنکه
ساختمان در زمین محصور یا غیر محصور واقع شده باشد جلوگیری نماید » حال اگر شهر
داری ها در اعمال مقررات این ماده تعلل یا مسامحه نمایند و در خشت اول جلوی ساخت و
ساز غیر مجاز را نگیرد به طبع در مناطقی که مستعد برای شکل گیری حاشیه نشینی است
هر صبح شاهد روییدن ساختمانهای غیر رسمی در آن مناطق خواهیم بود که به مرور زمان
تبدیل به یک منطقه حاشیه نشینی می شوند.
نقش هیاتهای حل اختلاف ثبتی نیز نباید مورد اغماض قرار گیرد . علیرغم اینکه
قانونگذار در مواد 147 و 148 اصلاحی قانون ثبت برای شرایط خاص و ویژه ای امکان
ارائه سند رسمی مالکیت پیش بینی کرده است متاسفانه در عمل بسیاری از موارد این
مقررات رعایت نشده و به صرف گزارش های کارشناس یا خبره ثبتی مبنی بر اینکه در محل
اعیانی که سابقا احداث شده وجود دارد و ارائه سندهای عادی ( قولنامه ) به صدور سند
رسمی مالکیت مبادرت می نمایند و توجهی به منشا مالکیت فرد و اینکه آیا به نحو صحیح
به ایشان منتقل شده یا خیر ؟ آیا اصول شهر سازی در ساخت و ساز محل رعایت شده یا نه
؟ ندارد . وجود سند رسمی در دست ساکنین محلهای غیر رسمی حقی برای آنها ایجاد می
نماید که بر خورد با چنین پدیدهای را مشکل می نماید .
طبق ماده 8 قانون منع واگذاری اراضی فاقد کاربری مسکونی برای امر مسکن … مصوب 1381
کلیه سازمانها ، موسسات و شرکتهای تامین کننده خدمات آب و برق و گاز و تلفن و
نظایر آنها خطوط و انشعاب ساختمانها را بر حسب مراحل مختلف عملیات ساختمانی فقط در
قبال ارائه پروانه ساختمانی ، گواهی عدم خلاف یا گواهی پاپان کار معتبر واگذار
نمایند و واگذاری امتیاز یاد شده به واحدهای مسکونی و صنفی و هرگونه بنایی غیر
مجاز احداث میشود ممنوع است.
کمسیونهای ماده 100 قانون شهرداری نیز در رواج حاشیه نشینی موثر می باشد با عنایت
به اینکه جریمه های مورد حکم در کمسیونهای ماده 100 یکی از منابع تامین در آمد شهر
داری می باشد در بیشتر مواقع شهرداری ها تمایلی به صدور احکام تخریب و قلع و قمع
نداشته و از صدور حکم جریمه در این کمسیونها استقبال می نمایند و در عمل نیز هر
چند نماینده شهرداری که در کمیسیون حضور دارد بدون حق رای می باشد ولی ابتکار عمل
دست ایشان بوده و بنا به جهت و توجیهات موجه و غیر موجه نظر اعضای کمیسیون را به
سوی صدور احکام جریمه بجای قلع و قمع سوق می دهد.
علاوه از آن بلااجرا ماندن احکام نادر تخریب که از سوی کمسیونها یاد شده صادر می
شود نیز مزید بر علت می باشد. چه بسیار است احکام تخریب و قلع و قمع که مدتهای
مدیدی از صدور آن سپری شده و تاکنون به مرحله اجرا در نیامده است و مرجعی هم علت
عدم اجرای آن را پی گیری نکرده است . و ناراحت کننده تر و تأثرانگیزتر از همه آنها
توافقاتی است که برخی شهر داری ها با محکومین به تخریب و قلع وقمع بعمل می آورد و
علیرغم صدور حکم به تخریب و قلع و قمع برای اخذ جریمه با مالک موافقت می نماید. که
نمونه های عملی زیادی قابل ارائه می باشد که همگی آنها دست به دست هم داده و روند
حاشیه نشینی را تسریع می بخشند . البته اقدامات این نهادها و سازمانها در پاره ای
موارد قابل تعقیب کیٿری و اداری می باشد .
بخش دوم: http://www.edalatkhahi.ir/003977.shtml
روند توسعه ی شهر سقز از سال 1325 تا 1383
انور اولی زاده کارشناس ارشد جغرافیای شهری
رشد ناموزون و گسترش فزاینده ی شهرها از جمله مسائل و مشکلات شهرهای امروزی است که به پدیده ی حومه نشینی منجر شده است.
رشد سریع جمعیت شهری ناشی از مهاجرت روستائیان به شهر،توسعه ی بی رویه و اضافه شدن مناطق و محلات جدید به محدوده ی شهرها گسترش شتابان مشاغل خدماتی و بازرگانی و تحول بافت کالبدی تحت تاثیر شهرسازی مدرن و اجرای طرح های جدید شهری است.
این رشد طی چهل سال گذشته دو جهش عمده داشت،اولین جهش بعد از اصلاحات ارضی صورت گرفت که به فروپاشی بخش کشاورزی در اقتصاد کشور و تقویت بخش صنعت و خدمات در شهرها و به دنبال آن سیل مهاجرت روستایی به شهرها منجر گردید. در دومین جهش علاوه بر مهاجرت روستایی مهاجرت از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ نیز افزایش یافت،این مهاجرتها باعث رشد بی قواره ی شهرهای بزرگ شد.
توسعه ی شهر سقز نیز در دو دهه ی اخیر
ناشی از دو پدیده ی اصلی:مهاجرت روستائیان و رشد طبیعی جمعیت شهری بوده است.چنانچه
جمعیت شهر از 12729 نفر در سال 35 به 115364 نفر در سال 75 افزایش پیدا کرده
است.همچنین بررسی جمعیتی شهر نشان می دهد که دهه65-1355 دارای بیشترین نرخ
جمعیتی(2/10%) می باشد. به طوری که جمعیت شهر از 30661 نفر در سال 55 به81351 در
سال 65 می رسد و فرایند این افزایش جهت گسترش توسعه ی فیزیکی شهر است به طوری که
مساحت شهر از 15 هکتار در سال 1325 به 8/1474 هکتار در سال 1383 افزایش می یابد.
این توسعه باعث هضم روستاهای"صالح آباد" و "علی آباد" در داخل
محدوده و روستای "قوخ" همچنین در آستانه ی هضم قرار گرفتن در داخل
محدوده ی شهر بر اثر توسعه شهر می باشد.
در این تحقیق با توجه به عکسهای هوایی موجود و نقشه ی توسعه ی شهر در ادوار مختلف به بررسی روند توسعه شهر و جهات آن طی دوره ی 83-1325 می پردازیم.
ظهور و پیدایش علوم مرتبط با شهرسازی و برنامه ریزی شهری باعث گسترش و رشد افکار و تئوری های مختلفی در باب شهر و توسعه ی شهری گردیده است.
در امر شهر و توسعه آن دو نوع نظریه مطرح می گردد؛یکی نظریه های مهاجرتی و دیگری نظریه های رشد و ساخت شهر.از نظریه های مهاجرتی می توان به نظریه ی مطلوبیت مهاجرت و نظریه ی درآمد مورد انتظار مهاجر در مقصد،نظریه ی تحلیل توسعه یافتگی اشاره کرد.این نظریه ها عموماً رشد و توسعه ی شهر را ناشی از افزایش نیروی انسانی در روستا و عدم جواب گویی روستا،بالابودن درآمد شهر نسبت به روستا در بخش های خدمات و صنعت،کنترل مرگ و میر،افزایش مهاجرت و برتری جاذبه های شهری نسبت به روستا می داند. معروفترین نظریه ها در زمینه ی رشد و توسعه ی شهر نظریه ی دوایر متحد المرکز"ارنست برگس" محقق آمریکایی است،ایشان در سال 1955 با بررسی که بر روی شهر شیکاگو و توسعه فضای آن انجام داد نظریه خود را ارائه کرد از آنجا که هر کسی توجه خاصی به تاثیر شرایط آب و هوایی بر توسعه و تکامل شهر داشت گسترش شهر را به صورت دایره ای فرض می کند که وجه بارز آن اعتقاد به این نکته است که در توسعه ی فیزیکی شهر فرآیند پخشایش کاربری ها اتفاق می افتد و در نتیجه این جریان افراد و گروهها جا به جا می شوند و توسعه ی شهر به صورت شعاعی از مرکز شروع و به یک سری دوایر متحدالمرکز منجر می گردد.
"همر هویت" در سال 1939 نظریه ی توسعه شعاعی شهر را مطرح کرد،به اعتقاد "هویت"،شهر از مرکز اداری و بازرگانی در طول محورهای ارتباطی توسعه می یابد و مناطق سکونت گاهی در جوار بزرگ راه های شهری رودخانه ها و جاده ها گسترش می یابد و شهر در طول این مسیر ارتباطی به صورت قطاعی رشد می کند.
در زمینه رشد و توسعه فیزیکی شهر مطالعات زیادی در قالب کتاب و پایان نامه های مقطع کارشناسی ارشد و دکتری انجام شده است. در ذیل به سه نمونه از آنها اشاره می گردد:
"زنگی آبادی(1375) موقعیت جغرافیایی،مسائل اقتصادی،سیاسی و رشد جمعیت را در توسعه ی رشد فیزیکی شهر کرمان موثر دانسته است.
"عزیزپور"(1375) توسعه ی فیزیکی شهر تبریز را در ارتباط با مشخصات زمین شناسی،توپوگرافی،خاک و اقلیم شناسی منطقه مورد ارزیابی قرار داده و به این نتیجه رسیده که به علت محدودیت آب،زمین و توسعه ی آتی شهر با محدودیت مواجه می باشد.
"حبیبی"(1380) با مطالعه ای که بر روی شهر سنندج انجام داده به این نتیجه رسیده که طرحهای توسعه ی شهری در توسعه ی فیزیکی شهر سنندج به سمت جنوب و جنوب غربی تاثیر زیادی داشته است.
روش تحقیق
روش بررسی در این تحقیق توصیفی- تحلیلی است. ابتدا از روش مطالعه ی کتاب خانه ای و بررسی اسناد مکتوب و مطالعه ی طرحهای شهر سقز(جامع و تفضیلی)اقدام گردید.سپس با مطالعه ی میدانی و تهیه ی عکسهای هوایی و نقشه ی توسعه ی ادواری شهر در دوره های مختلف و هم پوشانی آنها در محیط "Arc view" روند توسعه ی شهر را طی سالهای 83-1325 بر روی یک نقشه مشخص گردیده است.سپس با بررسی و تجزیه و تحلیل هر دوره به توصیف و تشریح ویژگیهای کالبدی- فضایی آن پرداخته می شود.
روند توسعه ی فیزیکی شهر سقز
با توجه به اطلاعات و نقشه های موجود روند توسه ی شهر را طی 6 دوره ی زمانی به شرح ذیل بررسی می گردد.
دوره 1335-1325
نقطه ی پیدایش شهر سقز بر روی تپه ای در بخش مرکزی آن می باشد. به طوری که بقایای قلعه ای قدیمی متعلق به زمان جنگهای ایران و عثمانی در آن دیده می شود.
مساحت شهر سقز بر اساس اولین عکسهای هوایی 16 هکتار می باشد. این سطح در برگیرنده ی محلات "کاظم خان"(بازار)،"سه رپه چه"(چهارراه) و "ناوقلا"(مسجد دو مناره) است. احداث کارخانه ی توتون چپق سازی در سال 1330 در بخش شمالی محدوده سال 25 زمینه گسترش شهر را به سمت شمال فراهم کرد.پس از احداث کارخانه ی مذکور به وجود آمدن مجتمع های اداری در بخش غربی نیز از عوامل انسانی دخیل در توسعه ی شهر سقز به سمت شمال و غرب بوده است. در نتیجه ی این توسعه مساحت شهر در سال 1335 به 7/33 هکتار افزایش پیدا می کند. با در نظرگرفتن جمعیت 12739 نفری شهر در سال 35 تراکم ناخالص مسکونی معادل 7/377 نفر در هکتار محاسبه می گردد.
دوره ی 1345-1335
گسترش شهری در این دوره ناشی از دو عامل عمده می باشد:یکی شبکه ی ارتباطی و دیگری پادگان های نظامی در جنوب غربی شهر،به طبع وجود شبکه ی ارتباطی سنندج- تبریز که از شمال شرقی محدوده ی سال 1335 عبور می کند،باعث گسترش شهر به این سمت می گردد. همچنین استقرار پادگان های نظامی در جنوب غرب،گسترش شهر را به این سمت هدایت کرده است می توان گفت بر پایه ی نظریه ی "همر هویت" توسعه ی شهر طی دوره ی زمانی 45-35 حالت شعاعی داشته و عموماً در طول شبکه های ارتباطی تحقق پذیرفته است.مساحت محدوده ی شهر در سال 45 معادل 2/106 هکتار و تراکم ناخالص مسکونی با توجه به جمعیت 17834 نفری آن به 168 نفر در هکتار محاسبه می گردد و نشان دهنده ی کاهش 5/44 درصدی آن نسبت به سال 35 می باشد. این مسئله نشان دهنده ی پراکندگی و عدم فشردگی بافت شهر در این دوره می باشد.نرخ رشد جمعیت شهر طی این دوره زمانی 34% می باشد.
دوره ی 1355-1345
در این دوره زمانی در اثر احداث کارخانه ی آرد و لپه سازی در شرق شهر و وجود پل ارتباطی بر روی رودخانه ی چم سقز باعث ایجاد تبادلات بین بخش اصلی شهر در غرب رودخانه با بخش شرقی آن شده و در نتیجه این تبادلات کم کم واحدهای مسکونی در اطراف کارخانه های مذکور ساخته شد که نتیجه ی آن شکل گیری محلات "بهارستان بالا"،"بهارستان پایین"و "شریف آباد" در دو طرف جاده ی سقز-سنندج می باشد. این دو محله همراه با شکل گیری محله ی "سیلو" در شمال عمده ترین بخش توسعه ی شهری این دوره می باشد. مساحت شهر در این دوره 650 هکتار و جمعیت آن طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن 30661 نفر است که نشان دهنده ی تراکم ناخالص مسکونی 1/47 نفر در هکتار می باشد که نسبت به دوره ی قبل دارای کاهش 28% است.این کاهش تراکم ناخالص مسکونی نشان دهنده ی گسترش و توسعه ی بی رویه ی شهر و وجود فضاهای خالی در داخل محدوده به همراه قرار گرفتن زمینهای کشاورزی و باغات و سایر کاربری های غیرمسکونی در داخل محدوده ی شهر است.
دوره ی 1365-1355
توسعه ی شهری طی این دوره با رشد مهاجرت های روستایی به شهر همگام می شود.طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن شهر سقز طی سالهای 65-1355 حدود 27144 نفر مهاجر به این شهر وارد شده که عمده ترین آنها مهاجران روستایی بودند. در این دوره بخش شرقی و جنوب شهر(محلات شریف آباد و بهارستان) همچنان محل جایگزینی مهاجران روستایی بوده و در دو طرف جاده سنندج به توسعه ی خویش ادامه داده اند. در شمال غربی نیز با شکل گیری محلات " سعدی" و "شهدا" توسعه ی شهر به این سمت نیز کشیده شده است.در شمال شرقی شهر نیز در امتداد جاده ی بوکان محلات"سیلو" همچنان به طبع از شبکه ی ارتباطی توسعه پیدا کرده است. یکی از ویژگیهای قابل تمایز این دوره با سالهای قبل به وجود آمدن بدترین شکل حاشیه نشینی می باشد. گسترش شهر در این دوره به دامنه های پرشیب کوهها در غرب شهر می رسد.محلات"تپه مالان" و "سنگبران" از این نوع شکل توسعه ی شهری می باشد.همچنین در این دوره جمعیت شهر از بیشترین نرخ رشد( 2/10%) برخوردار بوده است بطوریکه جمعیت شهر از 30661 نفر در سال35 به 81351 نفر در سال 65 می رسد. مساحت شهر در این دوره 4/1418 هکتار و تراکم ناخالص مسکونی 3/55 نفر در هکتار می باشد.از مشخصه های بارز توسعه ی شهری این دوره رشد و تکامل حاشیه نشینی در محلات "شریف آباد"،"بهارستان"،"جوتیاران"،"تپه مالان" و "سنگبران" در اثر نداشتن طرح جامع و برنامه های مصوب شهری است. البته عدم توانایی کادر فنی شهرداری در مقابله با کنترل ساخت و سازهای بی رویه نیز مزید بر علت بوده است.
دوره ی 1375-1365
این دوره از توسعه ی شهر با تهیه ی طرح جامع شهری توسط مهندسین مشاور پژوهش و عمران مصادف است. توسعه ی شهری در این دوره با توجه به تصویب طرح جامع شهری در سال 1365 ناشی از فعالیتهای برنامه ریزانه ای است که درطرح جامع پیش بینی شده است. در این طرح،توسعه ی آتی شهر در سمت جنوب در قالب"شهرک دانشگاه" و در سمت شمال در قالب"شهرک دخانیات" جهت افق طرح برآورد شده است و مساحتی حدود 7/1011 هکتار را به انضمام محدوده سال 65 و جمعیت 136576 سقز را و تراکم ناخالص مسکونی را 124 نفر در هکتار و سرانه ی کل کاربری های شهری را 9/59 مترمربع پیشنهاد کرده است.
دوره ی 1383-1375
این دوره نیز مصادف با تهیه ی طرح تفضیلی شهر در آبان ماه 1375 توسط مهندسین مشاور پژوهش و عمران می باشد.الگوی روند توسعه ی شهر روندی برنامه ریزانه و غالباً پیوسته می باشد و محدوده ی شهر را برای ده سال آتی به همراه ضوابط و مقررات آن بسته است.توسعه ی شهر در این دوره عموماً متوجه شرق(بهارستان) و جنوب(شریف آباد و شهرک دانشگاه) است.مساحت محدوده ی طرح تفضیلی 1/1453 هکتار و تراکم جمعیت1/94 نفر در هکتار و سرانه ی کل کاربری ها23/106 مترمربع پیش بینی شده است(15).
مطالعات نگارنده و همکاران در مهندسین مشاور نقش پیراوش در تابستان 83 در طرح تجدیدنظر طرح جامع سقز حاکی از توسعه ی شهر به 8/1474 هکتار می باشد که نسبت به محدوده ی طرح تفضیلی، افزایش 21 هکتاری را نشان می دهد که عمده ی این توسعه در "نشمیلان"،"بهارستان" و "شریف آباد" اتفاق افتاده است. مطالعات کاربری اراضی وضع موجود شهر نیز نشان دهنده ی مغایرت توسعه ی شهر با طرح تفضیلی است زیرا در بخشهایی از بهارستان منازل مسکونی بر روی جاده کنارگذری شکل گرفته که در طرح تفضیلی پیشنهاد شده است.
یکی از دلایل اینگونه از توسعه ی نامناسب مسکونی عدم توانایی مالی شهرداری در اجرای طرح تفضیلی و بلندپروازانه بودن این طرح ها می باشد. نکته ی قابل توجه در توسعه ی شهری هشت سال اخیر تمایل تعداد زیادی از شهروندان سقزی به سکونت در شهرک دانشگاه به جهت استقرار مراکز آموزشی نظیر دانشگاه آزاد،پیام نور و مراکز پیش دانشگاهی و بافت فرهنگی خاص این بخش از شهر می باشد.
نتیجه گیری
1- کانون اولیه ی توسعه ی شهر سقز هسته ی مرکزی آن محله ی "ناوقلا"(مسجد دومناره) می باشد و توسعه های بعدی آن به شکل گیری محلات "کاظم خان"(بازار) و "سه رپه چه" (چهارراه) انجامیده است.
2- توسعه ی اولیه شهر از هیچ نوع برنامه ریزی تبعیت نکرد و محلات و مناطق به صورت خودرو و پیوسته به شکل کانونهایی چون "شافعی"،"بلوار"،"شهدا" درآمده است.
3- بخش عظیمی از شهر سقز(بهارستان،شریف آباد،تپه ی مالان،حاجی آباد) در اثر ورود مهاجران روستایی به شهر به وجود آمده که عمدتاً دارای ساختمانهای غیر استاندارد می باشد که طی سالهای 65-1355 تحقق یافته است.
4- الگوی توسعه ی شهری به طبع از شبکه ی ارتباطی ورود خانه ی چم سقز غالباً شعاعی است.
منابع
1-شیعه اسماعیل،مقدمه ای بر برنامه ریزی شهری،دانشگاه علم و صنعت
2-زنگنه چگن یعقوب،عوامل تاثیرگذاری بر توسعه فیزیکی و ساختار اجتماعی فضای شهر سبزوار،رساله دکترای دانشگاه تربیت مدرس،تهران 1381
3-نصیری احمد،توسعه فیزیکی شهر ملایر،پایان نامه کارشناسی ارشد،دانشگاه تهران 1380
4-سرشماری عمومی نفوس و مسکن شهرستان سقز سال 1335
5- حبیبی کیومرث،بررسی روند و الگوی توسعه شهری سنندج با استفاده از پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران1380
6-پاپلی یزدی،محمد حسین روستا جردی،نظریه های مرکز و پیرامون،انتشارات سمت تهران 1382
7-شکویی حسین،دیدگاه های نو در جغرافیای شهری،انتشارات سمت 1380
8-فرید،یدالله،جغرافیا و شهرشناسی،انتشارات دانشگاه تبریز 1379
9-زنگی آبادی علی،توسعه فیزیکی شهر کرمان،پایان نامه کارشناسی ارشد،دانشگاه تربیت مدرس،تهران 1371
10-عزیزپور ملکه،توان سنجی محیط طبیعی و توسعه فیزیکی شهر تبریز،رساله ی دکترای دانشگاه تربیت مدرس تهران 1375
11- نجفی،جغرافیای استان کردستان،1369
12-کاوه،مصطفی،منوگرافی شهر سقز
13- سرشماری عمومی مسکن و شهرسازی سالهای35-45-55-65-75
14- مهندسین مشاور پژوهش و عمران طرح جامع شهر سقز 1365
15-مهندسین مشاور پژوهش و عمران،طرح تفضیلی شهر سقز 1375
16- مهندسین مشاور نقش پیراوش،طرح تجدیدنظر،طرح جامع شهر سقز(مطالعات وضع موجود و اندیابی)تابستان
افزایش مهاجرت روستائیان به شهرهای بزرگ
منجر به افزایش مشکلات و ناهنجاری های اجتماعی در شهرهای بزرگ می شود. ترافیک
افزایش می یابد، حاشیه نشینی توسعه می یابد، بی کاری مهاجرین منجر به توسعه شغل
های کاذب و افزایش تنش های اجتماعی و فعالیت های مخل آسایش و امنیت اجتماعی می
گردد.افزایش تقاضای مسکن موجب ایجاد بحران های پی در پی مسکن و افزایش لجام گسیخته
قیمت ها گردیده است. برنامه ریزی برای شهری که فرهنگ آن یک نواخت است، آسان است
اما برنامه ریزی برای شهری مانند بجنورد که فرهنگ های مختلف و اقلیت های متفاوتی
در آن وجود دارد، مشکل است.در بعضی مواقع، افرادی که از روستا به شهر مهاجرت می کنند،
دچار افسردگی می شوند.نوجوان مهاجر در شهر سطح زندگی خود را با افراد بالاتر
مقایسه می کند و این مقایسه و تلاش برای رسیدن به سطح بالاتر زندگی اجتماعی موجب
به وجود آمدن آسیب های اجتماعی برای وی و دیگران می شود.اعتیاد، اختلال در رفتار
افراد، استرس و ... از جمله این آسیب های اجتماعی است.
وجود جاذبه های شهری مانند پارکهای زیبا و تفریحی
وامکانات ایاب و ذهاب ، ساختمانهای شکیل و وجود مغازه های رنگارنگ از جمله پوشاکی
، خوراکی و لوازم خانگی و غیره به مقدار زیاد در کنار یکدیگر و از طرفی روح تنوع
طلبی جوانان را سیراب کرده که با محیط سرد و آرام روستا که ندرتا اینچنین امکاناتی
وجود دارد موثر در رشد مهاجرت می شود.در روستا هیچ گونه امکان کاری که مناسب با
تحصیلاتش باشد نیست ناچارا به شهر آمده و این جوان الگوی سایرین در روستا شده و
مهاجرت را تشدید می کند.
در روستا کار دائم و دارای درآمد مناسب برای بسیاری از
جوانان وجود ندارد لذا جوانان جهت یافتن کار به شهر می روند با توجه به هزینه ها و
مشکلات تردد یا اسکان جوانان مشغول کار در شهر خانواده ها ترجیح می دهند با انتقال
خانه به شهر این هزینه ها را کنترل و از مزیت های زندگی در شهر نیز بهره مند شوند.
در صورت توسعه شبکه ریلی به نقاط مختلف کشور که منجر به توزیع متناسب درآمدها و
امکانات و بهداشت و آموزش و غیره در نقاط دور و نزدیک می گردد گرایش مهاجرت به
شهرها کاهش خواهد یافت چرا که جوانان روستا می توانند در زمان کوتاه و با امنیت و
آرامش از روستاهای نزدیک شبکه ریلی به محل کار خود عزیمت نموده و شب ها به خانه
خود در روستا که از آرامش بالایی نسبت به زندگی شهری برخوردار است و هزینه واحد
مسکونی آن نیز کم است بر می گردند. با اجرای طرح بسیار مهم و عدالت گرای تحول
اقتصادی درآمد روستائیان افزایش خواهد یافت در این شرایط چنانچه طرح توسعه شبکه
ریلی پر سرعت نیز اجرا گردد اوضاع اقتصاد کشور و مناطق روستایی بهتر خواهد شد.
برخی کارشناسان معتقدند که مهاجرت از روستا به
شهر، ضمن آنکه ناگزیر است، همیشه هم نامیمون نیست و برخلاف تصور رایج باتوسعه
کشاورزی منافات ندارد. در ساختار جامعه در حال توسعه، تقاضا برای محصولات کشاورزی
به طور نسبی در سبد خانوار کاهش می یابد و در همان حال این بخش هر دم سهم کمتری را
در کل اقتصاد به خود اختصاص می دهد و در نتیجه در فرایند تحولات توسعه نقش کمتری
به خود می گیرد. با این حال این بخش در رقابت با بخش های دیگر اقتصاد به ناگزیر
خود را برای بقا و سودآوری بیشتر اصلاح می کند و در چنین روند ساختاری به ناگزیر
جمعیت اضافی را دفع می کند و با افزایش راندمان تولید، سرمایه گذاری در بخش را
سودآور و قابل رقابت با بخش های دیگر می سازد. یکی از مشکلات مهم افزایش راندمان
زمین های کشاورزی پراکنده بودن قطعات زمین کشاورزان است این مشکل از اجرای طرح های
مدرن کشاورزی و استفاده از روش های پیشرفته آبیاری ممانعت می نماید کشاورزان نیز
به سادگی حاضر به تفاهم با هم و یکپارچه نمودن زمین هایشان نیستند مهاجرت این یک امتیاز
را دارد که کشاورزانی که قصد انجام روش های جدید کشاورزی را دارند می توانند زمین
های مهاجرین را خریداری و با اجرای طرح های مدرن بهره وری کار خود را افزایش و
سرمایه گذاری سود آور وجذابی داشته باشند.در واقع توسعه کشاورزی نیز تنها از چنین
تحول ساختاری زاده می شود. زندگی اکثر مهاجران روستایی پس از مهاجرت به شهر بهبود یافته
است و اکثر آنها از اینکه به شهر آمده اند ناراضی نیستند؛ و این باید برای آن دسته
از مدیران شهری که به اصرار این مهاجران را به ماندن در روستا ترغیب و حتی تهدید
می کنند؛ تأمل برانگیز باشد. در همین حال، در پس فرایند مهاجرت سریع، پدیده
روستایی شدن شهرها نیز وجود دارد.
مهاجرت جوانان روستا به شهر جهت کار و حواله پول توسط
مهاجرین به خانواده آنها در روستا نه تنها ایجاد اشتغال می کند بلکه به توسعة
سرمایه گذاری درصنایع مرتبط کمک می کند. مـورد جـالبـی در این زمینه در جنوب هند،
در ایالت کرالا دیده می شود، در آنجا افزایش حوالجات منجر به مهاجرت
کارگران ماهر از ایالت همسایه برای فعالیت در صنعت ساختمان شده مهاجرانی که از
شهرهای کوچک و بزرگ برمی گردند جزء کسانی هستند که می توانند افکار جدید را به
دیگران و به جامعة محافظه کار انتقال دهند، روشهای جدیدی را در کشاورزی ترویج
دهند، فعالیتهای جدیدی تأسیس کنند و حتی می توانند گرایشاتی را در خصوص تنظیم
خانواده با خود بیاورند که منجر به کوچک شدن ابعاد خانوار و کاهش بار تکفل گردد.
مسلما عدم کنترل مهاجرت گسترده روستائیان به شهر مشکلات
اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی برای شهرهای بزرگ ایجاد می نماید و برای توسعه اشتغال و
تولید در کشور نیز مفید نخواهد بود لذا دولت باید عوامل اصلی مهاجرت را شناسایی
نموده و برای علت ها چاره اندیشی نماید.