X
تبلیغات
رایتل

شهرسازان ایران
 
این وبلاک فقط جهت کمک به دوستان وحل مشکلات دانشجویان عزیز راه انداری شده است باشد که مورد لطف وعنایت پروردگار قرار گیریم

نگاهی به رضایتمندی حاشیه نشینان از زندگی در شهر (مطالعه موردی ش

 

 

مقدمه

حاشیه نشینان نه فقط توجه متخصصان علوم اجتماعی و برنامه ریزان شهری را در قرن بیستم بخود معطوف کردند بلکه در آغاز قرن بیست و یکم و با وقوع بحران های بزرگ مانند حوادث پاریس و بحران اخیر جهان حتی توجه هنرمندان و سینمای هالیود را نیز بخود جلب کرد[1]  که یکی از پدیده های همزاد شهر مدرن و فراروی مدیریت شهری جدید بویژه در کلان شهر ها ساماندهی و مدیریت محلات حاشیه یا به تعبیر اخیر تر اسکان های غیر رسمی است.مجموعه های که به دلیل کمیت شهروندان درجه دومی که در خود -به لحاظ برخورداری از خدمات شهری-جای داده اند از یکسو و کیفیت پائین زندگی از سوی دیگر چالشی اساسی برای داشتن شهرنشینی پایدار به حساب می آید .همچنین این مناطق پتانسیل بالائی برای انواع آسیب ها و مسائل اجتماعی دارند و در صورت بی توجهی می توانند تمامی هستی یک شهر را نیز تهدید نمایند.عدم رضایت از شاخصه های اصلی این نواحی در همه جای دنیا  می باشد .پائین بودن روح تعلق شهروندی وعدم مشارکت، احساس تبعیض، نداشتن روحیه تعلق شهروندی، سرخوردگی های انباشت شده  از خصایص بارز مناطق حاشیه نشین است. حاشیه نشین این احساس را دارد که شهر خانه او نیست، اگرچه خانه او در شهر است. مطالعه و شناخت و تحلیل مسائل حاشیه ها بویژه در در مجموعه های مادر شهری از اهم مسائل  و حوزه های مهندسی جدید اجتماعی در جوامع پیچیده محسوب می گردد.. در این مقاله علاوه بر بررسی های تئوریک به بررسی و تحلیل نتایج یک پیمایش بر روی 550 خانوار ساکن در محلات حاشیه شهر همدان  پرداخته شده است.

 

بیان مسئله

در حال حاضر بخش قابل توجهی از دلمشغولی های مدیران اغلب جوامع انسانی را مدیریت مجموعه های شهری و ارائه خدمات به ساکنان این مناطق تشکیل می دهد، بخصوص اگر دقت کنیم که زندگی شهری به تعبیر ابن خلدون همزاد مصرف و رفاه است  و این تجمل و رفاه به حدی رونق و اشاعه پیدا کرده است که گاهی تعابیر تندی بر زندگی شهری اطلاق می گردد: رشد زندگی شهری، زمین را به سیاره ای بدل کرده است. دود از این سیاره به گنبد آبی برمی خیزد، چنانکه اگر کسی از فراز به سیاره بنگرد می پندارد حریقی رخ داده است و به راستی دیگر ما در یک حریق زندگی می کنیم و این حریق چنان عام و جهانی است که محسوس نیست (فیروز جمالی، 1381). روند شهری شدن جهان به ویژه پس از جنگ جهانی دوم آن چنان سریع بوده است که پژوهشگران مسائل شهری را دچار حیرت ساخته است. قرن 21 در حالی آغاز شد که حدود نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می کنند و انتقال شهری[2] تقریبا صورت گرفته است. شهرنشینی[3]  با چنان سرعتی به پیش می رود که در تاریخ بی سابقه بوده است (نقدی، 1381). بطور خلاصه شهرنشینی با افزایش سرسام آور از 18 درصد در حدود سال 1300 به حدود 70 درصد در سال 1387 رسیده است و تعداد نقاط شهری نیز از حدود 200 شهر در اولین سرشماری به بیش از 1000 شهر رسیده است.

 

به اعتقاد برخی صاحب نظران حاشیه نشینی معلول رشد برونزای شهر نشینی در ارتباط یا سرمایه داری جهانی بوده است: در ایران حاشیه نشینی پس از استقرار سرمایه داری وابسته بوجود آمد و رشد آن از 1320 شدت یافت و در سالهای 1341  و 1342 به حدی رسید که دستگاه حکومتی را بر آن داشت تا برای رفع آن چاره اندیشی کند (زاهد زاهدانی: 1369: 2).

از پدیده های عمده ناپایدار کننده زندگی شهری به ویژه در کشورهای در حال توسعه، گونه ای  شهرنشینی با مشکلات حاد موسوم به اسکان غیررسمی است که بنا به مشاهدات جهانی در حال گسترش فزاینده است. این گونه سکونت گاهها هر چند جلوه ای از فقر را نمایان می سازد، اما بازتاب کاستی ها و نارسایی های سیاست های دولت و بازار رسمی نیز محسوب می شود.

اسکان غیر رسمی به سبب ایجاد فقر و گسترش آن، به مخاطره انداختن محیط زیست و تحمیل هزینه ای برای حل مشکلات، تهدیدی جدی برای پایداری و انسجام جامعه شهری تلقی شده و نیاز به اتخاذ تدابیر ویژه ای برای ساماندهی وضعیت کنونی و جلوگیری از گسترش آن در آینده را می طلبد.گفته می شود اکنون حدود یک میلیارد از سکنه شهر ها در نقاط غیر رسمی  شهری زندگی می کنند(هادیزاده،1384)

اکثریت ساکنان حاشیه نشینان، طبقه فقیر جامعه شهری و مهاجران روستایی هستند که با کوله باری از فقر و محنت و با سراب زندگی بهتر، جذب زندگی شهری شده اند، تخصص آنها که بیشتر در زمینه کشاورزان سنتی بوده، اینک در مشاغل سیاه و کاذب و فعالیتهای ساختمانی، رفتگری، کارگری ساده و و بعبارتی در بخشهای غیر مولد فعالیت می کنند.

با ورود مدرنیزم و شیوه جدید زندگی، هجوم روستاییان برای کار و درآمد بیشتر و بهره جستن از مزایای جدید به شهرها شروع شد و شکافی در فرم زندگی اجتماعی اقتصادی بسته سنتی به وجود آمد. ورای روزنه های جدید شهری، عدم امکانات بهداشتی، درمانی، تحصیلی، اقتصادی و به طور کلی از رونق افتادن فعالیت های روستایی در ده به این جریان کمک کرد و حرکت جمعیت ها را به سوی شهر، بعد از تحولات اخیر موجب گشته این حرکت یک جانبه به سوی شهرها رسمی شد که در دل هر روستایی جای گرفت و با هر اندک امکانی راهی شهر می شد. غافل از اینکه شهر گنجایش خاصی دارد و افراد را با مهارتها و شیوه زندگی خاصی می پذیرد، در نتیجه این شرایط و  محدودیت امکانات مسکن شهر آنها را مجبور به زندگی در مسکن های حاشیه ای خواهد کرد. در حقیقت فرایند تکاملی جوامع با رشد فزاینده شهرنشینی همراه است و به موازات رشد شهرنشینی، رشد مناطق حاشیه ای نیز در تزاید قابل ملاحظه ای بوده است.رشد حاشیه نشینی  بویژه در شهر های بزرگ  تهدیدی  جدی برای توسعه پایدار شهری محسوب می شود به گفته فرماندار تبریز تنها در حاشیه های شمالی این شهر 200 هزار نفر حاشیه نشین سکونت دارد که مساکن آنها دوام زلزله 4 ریشتری را هم ندارد(روزنامه جام جم 1/5/85) و در شهر مشهد بیش از 600 هزار نفر در مناطق اسکان غیر رسمی بسر می برند

چهارچوب نظری تحقیق

مکاتب و نظریه های مرتبط  را می توان در چهار دسته :مکتب لیبرالی ، نظریه پردازان مکتب جامعه گرا، مکتب و ابستگی و توسعه جای می دهند (حاج یوسفی،1382: 188-184) از زاویه دیگری بطور کلی می توان مباحث تئوریکی حاشیه نشینی را بصورت زیر خلاصه کرد:

1- نظریه بوم شناسی: این نظریه تلاش دارد با توجه به بافت فیزیکی شهر به توجیه مکانیزم پیدایی حاشیه نشینی می پردازد. مانند ارنست برگس که توسعه شهر همانند دوایر متحدالمرکزی شکل می گیرد که در هر یک از دایره ها فعالیت خاصی در جریان است.

2- دسته دوم به نظریات مکینتاش و کلود گرون اشاره دارد. مکینتاش چهارعامل را در نظریه حاشیه نشینی مدنظر دارد: 1- محیط فیزیکی اطراف خانه   2- شرایط فیزیکی خانه   3- صاحبخانه   4- ساکنین خانه.  او معتقد است که با بهبود شرایط فیزیکی می توان به حاشیه نشینی پایان داد. به عقیده او برای از میان بردن زاغه ها  باید شرایط محیطی بهبود یابد. صاحبانه ها و ساکنین بهتر از خانه ها نگهداری  می کنند و در این زمینه لازم است که مقامات دولتی نظارتهای تخصصی خویش را اعمال کنند.

3- نظریه نوسازی اجتماعی عقیده دارد افراد تازه وارد به شهر جهت کار احتیاج به مسکن دارند. به تدریج مناطقی از شهر به طور موقت برای افراد تازه وارد مشخص می شوند که ارزان و محل مناسبی جهت سکونت موفتی است به تدریج این محل به صورت یک محل اقامت برای مهاجرین به شهرهای صنعتی درمی آید. در کشورهایی مثل آمریکا که افراد مهاجر از سایر کشورها به آنجا روی می آورند، مهاجرین محله هایی در حومه شهر به عنوان محل سکونت اختیار می کنند و این در صورتی است که نتواند در قسمت زاغه ها جایی پیدا کنند.

 4- نظریه چهارم عامل اصلی حاشیه نشینی در کشورهای در حال توسعه را عامل مهاجرت می داند. طبق این نظریه در کشورهای در حال توسعه سیل عظیم مهاجرت به شهر وجود دارد که بعضی از آنها به شهر راه پیدا می کنند و خود را با شهر تطبیق می دهند، اما بعضی از آنها     نمی توانند با شهر سازگاری حاصل کنند و خود را با شهر تطبیق دهند و در نتیجه پشت دروازه شهر، تشکیل مناطق حاشیه نشین را می دهند.

 

5-  نظریه پنجم به بررسی مسئله حاشیه نشینی در سه سطح خرد، میانه و کلان می‌پردازد. در سطح کلان نظام سرمایه داری جهانی در جریان تاریخی خود زمین و مسکن را به کالایی جهت انباشت سرمایه که منطق درونی این نظام پویاست بدل می سازد و نیاز به سرپناه که همواره مسئله ساز بوده است را به حیطه های حرکت خود می افزاید و دستیابی به مسکن را به جایگاه خانواده در نظام سلسله مراتب اجتماعی متکی می دارد و لذا طیف مسکن از کاخ نشینی تا کوخ نشینی را پدید می آورد. با پدید آمدن چنین طیفی همواره عده ای دارای مسکن و  عده ای بی مسکن می مانند.

در سطح میانه، تاکید می شود که به مرور نداشتن مسکن به امری همیشگی تبدیل می شود و در طی مدتی با افزایش جمعیت و رسیدن جوانان به مرحله تشکیل خانواده و همچنین مهاجرت وسیع آنها به شهر کمبود مسکن حادتر می شود.در سطح خرد هم معتقدند که در واقع واکنش تجربی به مسائل مربوط به معضل مسکن، منجر به بیتوته کردن در انواع مسکن های نا بهنجار می شود.

 

تئوری های رضایت

یکی از دغدغه های همه نظام های اجتماعی و سیاسی در تمامی تاریخ ایجاد رضایت در بین اتباع و شهروندان خود بوده است ،طبیعی است رضایت با انسجام اجتماعی رابطه مستقیمی دارد.در ارتباط با رضایت دو نظریه وجود دارد که ارتباط و همپوشانی بسیار کمی نیز با هم دارند:اولی نظریه جبران است :که معتقد است شخصی که به لحاظ شغلی(بعنوان مثال) ناخرسند است ،به دنبال کسب رضامندی جبرانی در دیگر زمینه های زندگی بر می آید (فروغ زاده ،1383: 159)یکی دیگر از تئوری های مربوط به رضایت حاکی است که رضایت در یک حوزه از زندگی به سایر حوزه ها نیز سرایت می کند:فرضیه اساسی در این زمینه  بر اساس تئوری تسری آنست که رضایت از یک بخش از زندگی بر روی رفتار و ارزیابی های افراد از بخش های دیگر زندگی تاثیر مستقیم دارد(رفیع پور ،1372 :140)در تحقیق یاد شده  رضایت را در سه بخش اوضاع فردی،رضایت از اوضاع روستا(یا شهر و محله) و اوضاع اجتماعی –سیاسی در نظر گرفته اند. برخی دیگر از محققین پنج مولفه را در سنجش میزان رضایت به کار گرفته اند: مولفه های پنج گانه مقیاس  چند بعدی رضایت از زندگی در بین دانش آموزان شامل رضایت از خانواده،دوستان،مدرسه،محیط زندگی، و خود مهمترین اجزای رضایت از زندگی برای دانش آموز در سن مدرسه است(عظیمی هاشمی،1383: 92)

رضایت معلول شرایط فرد و میزان تحقق یا عدم تحقق امل و آرزو های هر فرد یا گروهی است و به تعبیر تدگار بین عدم رضایت و ناکامی  و در نهایت رفتار خشونت آمیز رابطه معنی داری وجود دارد.

همچنیین در یک طبقه بندی دیگر رضایت را از دو بعد مطلق در مقایسه با نیاز های اساسی و از بعد نسبی از طریق مقایسه با دیگران در درون یا بیرون یک واحد اجتماعی مانند سازمان یا محله یا یک روستا: نظریه های اجتماعی رضایت را میتوان به دو دسته عمده طبقه بندی کرد

1-    نطریه های با رویکرد نیاز

2- نظریه های با رویکرد مقایسه(معیدفر وذهانی،1384:139)

در طرح ملی پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان میزان رضایت از زندگی ایرانیان بشرح جدول زیر بدست آمده است داده ها نمایانگر  کمترین میزان رضایت از وضعیت مسکن و محله مسکونی شهروندان ایرانی است که جز مباحث اصلی این مطالعه نیز می باشد

 

میزان رضایت ایرانیان از حوزه های مختلف زندگی

نگرش

خانواده

وضع سلامتی

وضع مالی

وضع مسکن

محله سکونت

شهر محل زندگی

کم

5/3

1/7

4/19

8/26

6/22

3/14

متوسط

5/11

8/11

3/36

1/19

4/18

3/13

زیاد

85

81

3/44

1/54

9/58

4/72

تعداد پاسخ معتبر

4569

4580

4576

4577

4564

4558

ماخذ: طرح ملی ملی پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان 1382: 78

یک مطالعه تجربی:میزان رضایتمندی در میان حاشیه نشینان شهر همدان

اکنون بعنوان مشتی نمونه از خروار به بررسی میزان برخورداری این مناطق از خدمات شهری، رضایتمندی ساکنان این مناطق از مقوله های مختلف، میزان رضایت از برخی سازمان ها و ادارات مرتبط، و... می پردازیم:

ابتدا نگاهی به برخورداری حاشیه ها از امکانات و خدمات شهری خواهیم داشت و سپس به سنجش رضایتمندی آنان می پردازیم

1) میزان برخورداری از خدمات شهری

از پاسخگویان در مورد برخورداری محله از خدمات شهری سوأل شده است که یا فته ها نشان می دهد، 53 درصد گفته اند که این محله از خدمات تاکسیرانی برخوردار است، 63 درصد به وجود خط واحد اتوبوسرانی در محله، 39 درصد به وجود پارک و فضای سبز، 82 درصد به وجود شبکه فاضلاب، 92 درصد به جمع آوری زباله توسط شهرداری در این محل، 54 درصد به وجود تلفن های عمومی در محله، 9 درصد به وجود ایستگاه  آتش نشانی در محله، 62 درصد به وجود مرکز بهداشت و 61 درصد به وجود دبیرستان در محله معتقد بوده اند و بقیه پاسخگویان اعلام داشته اند که این خدمات در محله آنها وجود ندارد.

 

 

 

 

 

 

 

نموداردرصد برخورداری محله از خدمات شهری

از اینرو، باتوجه به اعلام نظر پاسخگویان، در این محلات در زمینه ایستگاه آتش نشانی، پارک و فضای سبز، دبیرستان بویژه دخترانه، خدمات رسانی تاکسیرانی و بویژه اتوبوسرانی، خدمات دهی مراکز بهداشت و مخابرات، کمبودهای احساس می شود. بنابراین، از خدمات رسانی به این محلات، رضایت ندارند و معتقد به کوتاهی مسئولین در زمینه خدمات شهری به این مناطق می باشند.

نمودار درصدبرخورداری محله از خدمات شهری به تفکیک مناطق

بررسی میزان برخورداری از خدمات شهری برحسب مناطق مختلف حاشیه نشین بیانگر عدم وجود تفاوت معنی دار آماری بین مناطق در زمینه برخورداری از خط واحد اتوبوسرانی، جمع آوری زباله، تلفن عمومی، مرکز بهداشت و دبیرستان می باشد. با اینحال، تفاوت معنی دار آماری در برخورداری این مناطق از خدمات تاکسیرانی، پارک و فضای سبز، شبکه فاضلاب و ایستگاه آتش نشانی وجود دارد   (خدمات تاکسیرانیChi-Square =8/635, Sig = 0/013 / پارک و فضای سبز Chi-Square =12/7, Sig =0/002  شبکه فاضلابChi-Square =6/504, Sig= 0/039 / ایستگاه آتش نشانیChi-Square =16/846, Sig =0/000). بطوریکه، در این زمینه ها میزان برخورداری منطقه دیزج، کمتر از سایر مناطق می باشد.

علاوه بر این، یافته ها نشان می دهد که میزان رضایت از خدمات رسانی شهرداری در این محله ها، بسیار پایین می باشد. همانطور که نمودار زیر نشان می دهد، حدود 60 درصد پاسخگویان از خدمات رسانی شهرداری به این محلات اصلاً راضی نیستند یا خیلی کم راضی هستند.

همچنین بررسی میزان رضایت از خدمات شهرداری برحسب مناطق مختلف حاشیه نشین، هیچگونه تفاوت معنی دار آماری را نشان نمی دهد(Chi-Square =9/411, Sig= 0/152). بدین معنی، همه ساکنین محلات حاشیه نشین، از خدمات رسانی شهرداری به محلات خود، رضایت چندانی ندارند.

 

 

 

 

 

نمودار میزان رضایت از خدمات شهرداری در محله

اصولاً محله های حاشیه نشین، به صورت خودرو در زمین های بدون برنامه شکل می گیرد. به همین دلیل معمولاً فاقد تأسیسات زیربنایی بوده و شهرداری ها و مسئولان شهر خود را موظف به تأمین تأسیسات نمی دانند (تا زمانی که ساکنان این مناطق به نیروی اجتماعی و سیاسی تبدیل گردند). از طرف دیگر، به علّت پراکندگی و گاه دور بودن این اماکن از بافت اصلی، حتی در صورت تمایل مسئولان، تأمین تأسیسات زیربنایی گران و مشکل است.از طرف دیگر، با توجه به اینکه محلات حاشیه نشین خود را جزیی از شهر می دانند، لذا خواستار برخورداری از خدمات شهری همانند سایر نقاط شهر هستند و از آنجا که میزان خدمات رسانی به این مناطق محدود و کمتر بوده، از اینروست که از خدمات رسانی به این محلات، احساس نارضایتی داشته و خواستار خدمات رسانی بیشتربه این مناطق می باشند.

2) میزان رضایت از خانواده

خانواده های حاشیه نشین، به واسطه زندگی حاشیه ای اقتصادی و اجتماعی خود، در معرض انواع مختلفی از مشکلات و مسایل قرار می گیرند، که به نوبه خود می تواند بر ساختار خانواده و روابط اعضای خانواده تأثیر گذار باشد. با توجه به این موضوع در اینجا به بررسی میزان رضایت پاسخگویان از اعضای خانواده (همسر، فرزندان پسر و فرزندان دختر) پرداخته ایم:

 

نمودار میزان رضایت پاسخگویان از اعضای خانواده(%)   

 

یافته های بررسی نشان می دهد، حدود 80 درصد پاسخگویان از اعضای خانواده خود کاملاً راضی هستند. البته احساس رضایت از فرزندان دختر بیشتر از سایر اعضای خانواده بوده است. نکته قابل توجه اینکه، حدود 5 درصد پاسخگویان (که عمدتاً زنان پاسخگو بوده اند)، از همسر خود به هیج وجه راضی نیستند و هیچگونه احساس رضایتی نسبت به آنان ندارند.

بررسی احساس رضایت از اعضای خانواده به تفکیک محلات حاشیه نشین، فقط در مورد فرزندان پسر معنی دار بوده است(Chi-Square =14/280, Sig= 0/027). بدین معنی که احساس رضایت از فرزندان پسر در محله خضر، کشتارگاه و مجیدآباد کمتر از سایر مناطق مورد بررسی بوده است.

3) میزان رضایت از عملکرد سازمانها و ادارات مختلف

در اینجا به بررسی احساس رضایت از عملکرد سازمانها و اداراتی مانند شهرداری، مرکز بهداشت و آموزش و پرورش در مناطق حاشیه نشین پرداخته ایم:

    

شهرداری

بررسی احساس رضایت از عملکرد شهردرای در محلات حاشیه نشین، نشان می دهد که 36 درصد اصلاً از عملکرد شهرداری در این محلات راضی نیستند، 4/25 درصد احساس رضایت کمی،3/31 درصد متوسط و در نهایت 3/7 درصد احساس رضایت زیادی از شهرداری داشته اند.

بررسی این موضوع به تفکیک مناطق مختلف، بیانگر تفاوت معنی دار میزان رضایت ساکنین مناطق مختلف حاشیه نشین مورد بررسی می باشد(Chi-Square =17/493, Sig= 0/008). بدین معنی، احساس عدم رضایت از عملکرد شهردرای در مناطق دیزج (بویژه) و خضر بیشتر از منطقه حصار و اسلامشهر بوده است. بطوریکه، حدود 45 درصد از ساکنین منطقه دیزج اصلاً از عملکرد شهرداری در محله خود راضی نیستند.

 

نمودار میزان رضایت از عملکرد شهرداری به تفکیک مناطق حاشیه نشین(%)

علاوه بر این، یافته ها نشان می دهد که میزان رضایت از خدمات رسانی شهرداری در این محلات، بسیار پایین می باشد. بطوریکه، 28 درصد اصلاً از خدمات شهرداری در این محلات راضی نیستند، 7/31 درصد در حدّ کم، 8/33 درصد متوسط و تنها 5/6 درصد در حدّ زیاد از خدمات رسانی شهردرای در مناطق حاشیه نشین رضایت داشته اند.

 

مرکز بهداشت

بررسی احساس رضایت از عملکرد مرکز بهداشت در محلات حاشیه نشین، نشان می دهد که 3/27 درصد اصلاً از عملکرد مکز بهداشت در این محلات راضی نیستند، 3/19 درصد احساس رضایت کم، 8/35 درصد متوسط و در نهایت 6/17 درصد احساس رضایت زیادی از مرکز بهداشت داشته اند.

بررسی احساس رضایت نسبت به عملکرد مرکز بهداشت به تفکیک مناطق مختلف، بیانگر عدم وجود تفاوت معنی دار آماری می باشد(Chi-Square =4/204, Sig= 0/649).

علاوه بر این،  به بررسی میزان رضایت پاسخگویان از وضعیت بهداشتی محله شان پرداختیم. در این خصوص، یافته ها نشان می دهد که حدود 30 درصد از پاسخگویان اصلاً از وضعیت بهداشتی محله خود (بویژه به جهت عبور فاضلاب های فاقد سرپوش) راضی نیستند، 3/30 درصد در حدّ کم، 8/33 درصد درحدّ متوسط و 6 درصد در حدّ زیاد از وضعیت بهداشتی محل خود احساس رضایت داشته اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار میزان رضایت از وضعیت بهداشتی محله (%)

آزمون آماری نشان می دهد که در خصوص احساس رضایت از وضعیت بهداشتی محله، تفاوت معنی دار آماری بین مناطق مختلف حاشیه نشین وجود نداشته است(Chi-Square =4/497, Sig= 0/610).

 

آموزش و پرورش

بررسی احساس رضایت از عملکرد آموزش و پرورش در محلات حاشیه نشین، نشان می دهد که 8/17 درصد اصلاً از عملکرد آن در این محلات راضی نیستند، 0/18 درصد احساس رضایت کم، 6/42 درصد متوسط و در نهایت 6/21 درصد احساس رضایت زیادی از عملکرد اداره آموزش و پرورش در این مناطق داشته اند.

بررسی احساس رضایت نسبت به عملکرد آموزش و پرورش به تفکیک مناطق مختلف، بیانگر وجود تفاوت معنی دار آماری می باشد(Chi-Square = 12/936, Sig= 0/044).  همانطور که نمودار زیر نشان می دهد احساس عدم رضایت در منطقه خضر بیشتر از سایر مناطق بوده است.

نمودار میزان رضایت از آموزش و پرورش به تفکیک مناطق حاشیه نشین(%)

 

بنابراین، احساس رضایت از عملکرد آموزش و پرورش و نیروی انتظامی در این مناطق بیشتر از سایر ادارات بوده است و در مقابل، احساس رضایت از شهرداری کمتر از همه بوده است.

 از اینرو، می توان گفت؛ خارج از محدوده بودن، و زندگی حاشیه ای موجب شده که دستگاهها و ادارات دولتی مرتبط با مسائل شهری، خدمات کمتری به ساکنین این محلات ارائه دهند، از اینروست که ساکنین رضایت چدانی از عملکرد این ارگانها بویژه شهرداری ندارند.

4) میزان رضایت از شهر و محله

 در ادامه بررسی رضایتمندی ساکنان مناطق حاشیه نشین، به بررسی احساس رضایت از زندگی در محیط پیرامونی خود یعنی شهر (شهر همدان) و محله پرداخته ایم که نتایج آن در نمودار زیر نشان داده شده است؛

 

 

 

 

نمودار میزان احساس رضایت از زندگی در شهر و محله(%)

 

رضایت از شهر

 یافته ها نشان می دهد که 19 درصد از پاسخگویان از زندگی در شهر همدان اصلاً راضی نیستند، 2/17 درصد که از زندگی در این شهر احساس رضایت کمی دارند، 2/53 درصد بطور متوسط و 6/10 درصد زیاد از زندگی در شهر همدان راضی هستند.

بررسی احساس رضایت از شهر برحسب مناطق مختلف حاشیه نشین، نشان دهنده تفاوت بارز این مناطق در احساس رضایت از شهر همدان می باشد(Chi-Square = 13/088, Sig= 0/042). بدین معنی که احساس رضایت از شهر در منطقه حصار و اسلامشهر بیشتر از سایر مناطق ، و برعکس در منطقه دیزج کمتر از سایر مناطق مورد بررسی بود است.

 

نمودار میزان احساس رضایت از زندگی در شهر همدان برحسب مناطق حاشیه

 

 

رضایت از زندگی در محله

 در خصوص رضایت از محله زندگی یعنی محلات حاشیه نشین، یافته ها نشان می دهد که 5/25 درصد از پاسخگویان از زندگی در این محلات اصلاً راضی نیستند، 18 درصد رضایت کمی دارند، 3/40 درصد در حد متوسط از زندگی در محله خود رضایت دارند و 3/16 درصد نیز گفته اند از زندگی در این محله احساس رضایت کامل دارند. از اینرو، بیش از 40 درصد پاسخگویان از زندگی در محلات خود یا اصلاً راضی نبوده اند یا رضایت شان بسیار کم بوده است.

بررسی احساس رضایت از زندگی در محله خود برحسب مناطق حاشیه نشین، بیانگر عدم وجود تفاوت معنی دار آماری می باشد (Chi-Square = 4/293, Sig= 0/637). هر چند که عدم رضایت از محله زندگی در میان ساکنان دیزج بیشتر از سایر مناطق بوده است، اما این تفاوت به لحاظ آماری معنی دار نبوده است.همچنین در خصوص عدم رضایت از محله، به طرح دو پرسش دیگر در همین ارتباط پرداختیم، اینکه کدامیک از اعضای خانواده بیش از همه از زندگی در این محله، ناراضی است؟ و دلایل عدم رضایت از زندگی در این محله کدام ها هستند؟

 

بر اساس، داده های بدست آمده حدود 21 درصد از پاسخگویان اظهارداشته اند که تمام اعضای خانواده شان از زندگی در این محله ناراضی هستند، 2/14 درصد خودشان فرد ناراضی بوده اند، حدود 12 درصد گفته اند که پسرام ناراضی هستند، 7/8 درصد گفته اند که همسرم ناراضی است، 6/4 درصد گفته اند دخترام از زندگی کردن در این محله ناراضی هستند

جدول عمده ترین دلایل نارضایتی از محله به تفکیک مناطق حاشیه نشین

عمده ترین دلایل نارضایتی از محله

حصار و اسلامشهر

 

خضر، مجیدآباد و کشتارگاه

 

دیزج

محیط نامناسب        2/39%

کمبود امکانات                9/13

بیکاری و ولگردی زیاد        6/7

وجود فقر در محله             6/7

انگ پایین شهر خوردن        1/5

کمبود امکانات           0/18%

محیط نامناسب محله     5/17

بیکاری و ولگردی زیاد    3/9

شلوغی وتراکم جمعیتی    3/9

نبود امنیت در محله        7/8

محیط نامناسب     2/23%

کمبود امکانات              0/13

فرهنگ پایین         1/10

بیکاری و ولگردی زیاد      7/8

شرایط سخت زندگی محله 2/7

 

 

و در مجموع در بیان نارضایتی از زندگی در محله خود، حدود 24 درصد به بد بودن محله و محیط نامناسب آن، 16 درصد به کمبود امکانات در این محله، 9 درصد به بیکاری زیاد و وجود افراد ولگرد در محله، 6/7 درصد به نبود امنیت در محله، 7 درصد به فرهنگ پایین مردم محله، 7 درصد به شلوغی و تراکم جمعیتی زیاد در محله، 2/4 درصد به انگ و برچسب خوردن پایین شهر بودن و... اشاره کرده اند.

 

 

 

 

جمع بندی و سخن پایانی

 

گسترش شهرنشینی در ایران بیش از سرعت رشد اقتصادی ، توسعه زیر ساخت های شهری و خدمات مورد نیاز شهروندان نظیر مسکن ، بهداشت ، آموزش و اشتغال  بوده و ،طبیعی است که پیامدهای بسیاری از جمله امکان گسترش مناطق حاشیه و یا به تعبیر دیگر اسکان از طریق ساخت و سازهای غیرمجاز و بافت های شهری بسیار ناهمگون و آشفته و پدیده های نظیر زورآباد کرج ، حصار همدان ، سیدی و قلعه ساختمان مشهد ،جعفرآباد کرمانشاه شیلنگ آباد اهواز شکل می گیرد. در نتیجه به بروز و ظهور مشکلاتی چون بی مسکنی و بد مسکنی ،گسترش آسیب ها و انحرافات اجتماعی ،آلودگی های زیست محیطی ،مشکلات ترافیکی و آمد وشد ،معضل حاشیه نشینی و رشد زاغه ها ،مسئله دسترسی به آب آشامیدنی سالم وبهداشتی ،معضل دفع زباله و عدم بازیافت آن،گسترش آسیب های روانی وشخصیتی منجر می گردد.

مناطق حاشیه که دارای مساکن با تراکم بسیار بالا ، با مصالح غیراستاندارد و بی دوام ، شریانهای تنگ و باریک ، حداقل خدمات شهری ، امکانات و فضاهای مورد نیاز ساکنین مهاجر ( عموما" روستا شهری ) محیط آلوده و غیر بهداشتی با مشاغل بسیار متنوع و در عین حال غیر رسمی هستند ، بسترهای آماده ای  برای ارتکاب انواع جرایم و آسیب ها می باشند.(نقدی‏،1382: 25) حال اگر دقت داشته باشیم که بخش عمده ای از ساکنان محلات فقیر نشین و حاشیه نشینان شهری را مهاجران روستایی تشکیل میدهند ، تکلیف این موضوع-حل معضل حاشیه نشینی و پیامد های آن - چگونه روشن می شود، مشکلی که حداقل در چهار دهه اخیر در کشور هرگز نه تنها حل نشده بلکه بهبودی را هم نشان نمیدهد. طبیعی است مناطق و محلاتی با این اوصاف و جامعه با پتانسیل توقع بالا نمی تواند نماگر های رضایت بالائی را نشان دهد.

سه آرزوی مهم پاسخگویان این تحقیق همه در یک راستا و عبارت  اند از داشتن خانه و شغل وسلامتی و به تعبیر مازلوئی جزء نیاز های اساسی بشمار می رود

مهمترین دلیل نارضایتی در درجه اول وضعیت بد کالبدی محله است( که شهروندان روزمره با ان درگیر هستند)سپس کمبود امکانات وبیکاری و سایر مشکلات که پیشتر فهرست آنها را مرور کردیم

این بررسی و داده های آن نشان می دهد که بطور کلی میزان رضایت در این مناطق در حد مطلوبی نیست هر چند میزان رضایت از سازمان ها و نهاد های درگیر و مسئول به تناسب توان سلب امتیاز مانند شهرداری (به خاطر درگیری مستقیم با زندگی روزمره و ممانعت از ساخت و ساز ها در این نواحی )پائین و بر عکس آموزش و پرورش که تنها به ارائه خدمت هر چند کمتر از انتظار یا استاندارد دارای محبوبیت بیشتر می باشد.نسل های جوان تر این مناطق میزان رضایت شان در مقایسه با نسل اول ومردان در مقایسه با زنان کمتر است.

سخن پایانی اینکه مدیریت شهری نه فقط شهرداری ها بایستی اسکان غیر رسمی و حاشیه نشینی اجتماعی،کالبدی و ...در شهرها را جدی گرفته و ساماندهی آنرا قبل از تبدیل به مناطق مسئله دار و مسئله خیز وجه همت خود سازند

منابع و ماخذ

1- پارساپژوه، سپیده (1381)، نگرشی از درون به پدیده حاشیه نشینی، مطالعه موردی: اسلام آباد کرج، فصلنامه رفاه اجتماعی، سال دوم، شماره 6.

2-پیران، پرویز (1380)، اجتماعات آلونکی، پدیده ای فراتر از حاشیه و حاشیه نشینی، ماهنامه شهرداریها، شماره 32.

3-رفیع پور،فرامرز(1372)سنجش گرایش روستائیان به جهاد سازندگی ،مرکز تحقیقات روستائی ایران

4- حاج یوسفی، علی(1382). پدیده حاشیه نشینی شهری قبل از انقلاب، درحاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی (مجموعه مقالات)، جلد اول، تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

5- جمالی، فیروز (1381)، مهاجرت، شهرها و سازگاری مهاجران، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز، بهار.

6- شیخی محمد تقی( 1378) جامعه شناسی شهری انتشارات نور گیتی تهران

7- معید فر،سعید ،قربانعلی ذهانی(1384)بررسی میزان نارضایتی شغلی معلمان و عوامل اجتماعی موثر بر آن ،مجله جامعه شناسی ایران ،دوره ششم،شماره 1 ،بهار84،صص135-150

8- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی(1382) طرح ملی پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان

9-فروغ زاده ،سیمین(1383)بررسی مقایسه ای میزان دریافتی کارکنان ادارات مختلف و تاثیر آن بر رضایت شغلی،مجله علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد،دوره اول شماره 4،زمستان 83،صص155-185

10-عظیمی هاشمی،مژگان(1383)رضایت از  زندگی و دینداری در بین دانش آموزان .. ،مجله علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد،دوره اول شماره 3،پائیز 83،صص83-116

11- نقدی ،اسداله(1382) انسان و شهر-درآمدی بر جامعه شناسی شهری،انتشارات فن آوران

12- هادیزاده مریم(1384)ساماندهی نواحی حاشیه نشین .شهرداری  مشهد

13-Rodriguez, Alfredo; Winchester, Lucy (1996)Cities, democracy and governance in Latin America, International social science journal, no.147 [1996], 73-83

14-Sapire, Hilary; Beall, Jo(1995)Urban change and urban studies in southern AfricaJournal of southern African studies, 21,no.1 [1995], 3-17

15-Chakraborty, Somen; Rana, Geeta (  1993)Violence in the urban slums: a case study of Delhi, Social action : a quarterly review of social trends / Indian Social Institute, 43,no.2 [1993], 153-64



[1] -

[

 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • قدس
  • خونسرد
  • ضایعات